
ديگر مطالب
عليرضا قرائي
حميدرضا ابك
«همه ما مي دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستي». اين دقيق ترين گزارشي است كه متخصصان لب خواني از جمله اي ارائه كرده اند كه ماركو ماتراتزي به زيدان گفت. دو روز پيش گاردين اعلام كرده بود كه در افواه عمومي شايع است ماتراتزي زيدان را تروريست خطاب كرده است. خبر بقيه روزنامه ها مثل ميرور هم مبتني بر حدس گاردين بود. ديروز اما اخبار دقيق اعلام شد. سرعت انتقال اخبار به حدي بود كه دايره المعارف اينترنتي «ويكي پديا» بخشي جديد به مدخل زيدان افزود و شرح دقيق ماجرا را روي خط فرستاد. ماتراتزي پيراهن زيدان را مي كشد، زيدان به او مي گويد اگر پيراهنم را مي خواهي پس از بازي آن را به تو مي دهم، ماتراتزي با خشم جواب مي دهد من پيراهن همسرت را مي خواهم و زيدان مي رود. اما ماتراتزي ادامه مي دهد و مي گويد همه ما مي دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستي و اين بار زيدان برمي گردد و ماجرا را تمام يا بهتر بگوييم آغاز مي كند. عكس العمل ها به حركت زيدان متنوع بود و متضاد.
روزنامه راست گراي فيگارو در صفحه ،۲۰ يك عكس تمام صفحه از زيدان چاپ كرد و روي آن نوشت: «شماره ۱۰ عزيز، در قلب مايي، مرسي». اما وزير فرهنگ اسبق فرانسه، ژاك لانگ، زيدان را يك احمق خواند. قدر مسلم اين است كه براساس آخرين نظرسنجي ها، فرانسوي ها مجموعاً زيدان را بخشيده اند و درصد آمار كساني كه از زيدان حمايت كرده اند، ساعت به ساعت روبه افزايش است. گرچه برآيند نظرات به نفع زيدان و حتي حمايت از رفتار او بود اما وبلاگ هاي ايراني حكايت از موضع ديگري داشتند. بسياري از وبلاگ نويسان استدلال كردند كه بالاخره خشونت فيزيكي كار ناپسندي است و نبايد انجام بگيرد. به نظر آنها رفتار زيدان ناشي از عدم تسلطش بر رفتار شخصي و تندخويي و تندمزاجي او است. قدر مسلم اين است كه پرونده زيدان - ماتراتزي همچنان مفتوحه خواهد ماند؛ نه به اين دليل كه وقايع ورزش فوتبال اهميتي فوق العاده دارند بلكه به اين علت كه دعواي خونين فينال ۲۰۰۶ پرده از پيچيدگي هاي فرهنگي اي برمي دارد كه فوتبال، سياست و جامعه را دربرگرفته اند. به راستي مرز هاي خشونت كجاست؟ تلاش براي تحقق حقوق بشري تا چه سطحي بايد پيگيري شود؟ دلمشغولان اخلاق گرايي در فوتبال چه تدبيري براي مجازات افرادي انديشيده اند كه پاي كسي را قلم نمي كنند اما زباني برنده تر از تيغ دارند؟ چه كسي به نتايج تاسف بار خشونت لفظي مي انديشد؟
جايزه دادن به زيدان را به خاطر حمله اش به ماتراتزي، كسي توصيه نمي كند. هيچ كس منكر اين نيست كه اعمال خشونت فيزيكي، نه در فوتبال كه در تمام عرصه هاي زندگي اجتماعي، نتايج ناگواري به بار مي آورد. اما به فرض كه از تمام خشونت هاي فيزيكي جلوگيري كرديم. آيا مسئله خشونت حل شده است؟بگذاريد يك بار ديگر داستان را مرور كنيم. زين الدين زيدان مسلماني الجزايري است كه به فرانسه آمده تا بخت خود را بيازمايد. سال ها تلاش و پشتكار، او را تبديل به فوق ستاره اي مي كند كه چشم ميلياردها انسان را فارغ از هر دين و نژاد و جنس، به دنبال خود مي كشد. يك تنه تيمش را از بحران نجات مي دهد و به فينال مي رساند و حالا قرار است تمام سرزمين فرانسه را ميزبان ضيافتي كند كه يك مسلمان مهاجر برپا كرده است.بله، زيدان مي توانست از حرف ماتراتزي چشم پوشي كند و با استفاده از روش هاي مدني عليه او اقامه دعوا كند. اما اين كار را نكرد. اين ادعا كه او در آن لحظه به شهود فلسفي اي رسيد كه بايد براي دفاع از حيثيت و هويت خود نعش ماتراتزي را بر زمين بيفكند، شايد چندان پذيرفتني نباشد. اما لحظه اي را تصور كنيد كه برترين بازيكن جام جهاني ۲۰۰۶ درست چند لحظه پس از پديد آوردن يكي از زيباترين صحنه هاي فينال، با خشونت ناجوانمردانه ايتاليايي تباري روبه رو مي شود كه تمام بغض و حقارت ناشي از پنالتي چيپ و زيباي زيدان و تركتازي هاي منحصر به فردش در ميانه ميدان را در قالب توهيني نابخشودني ابراز مي كند. به راستي نسبت زيدان با تروريسم چيست؟ اگر مسلمان بودن او و بن لادن، دليلي بر تروريست بودن زيدان است پس ماتراتزي كه بر اريكه فاشيسم، در گذشته نزديك، تكيه زده و در همين سال هم از تباني هاي تعفن آور نظام باشگاهي كشورش پا به جام جهاني نهاده در كجاي جهان ايستاده است؟اگر هم استدلال مي كنيد كه ماتراتزي عصباني شده و حرفي ناشايست زده و زيدان نبايد اين كار را مي كرده و اين دو رفتار به يك اندازه محكوم است نبايد فراموش كنيد كه در اين صورت ايتاليايي ها يك كارت قرمز بدهكارند.
كارت قرمزي كه مي توانست قهرماني را از آنها بگيرد و حالا كه اين اتفاق نيفتاده، شيريني قهرماني را از آنها خواهد ستاند؛ محبوبيت زيدان رو به افزايش است.مدافعان نظام اخلاق گراي ورزشي كه با لرزيدن ساق پاي هر بازيكن چند ميليون دلاري تا مرز سكته پيش مي روند، چه تدبيري براي آينده فوتبال انديشيده اند؟ سياست ورزان و دغل پيشگان تا كجا حق دارند سرافكندگي شان در زمين فوتبال را با عقده گشايي هاي سياسي جبران كنند؟يك بار ديگر جمله ماتراتزي را مرور كنيد تا بدانيد كه تعبير او توهيني يك باره و في البداهه نبوده است.
فراموش نكنيم كه زيدان در همين يوونتوس بازي مي كرده و احتمالاً جمله ماتراتزي كه «همه ما مي دانيم» بار همه توهين ها و تحقير هايي را به دوش دارد كه در تمام آن روزها از سوي ايتاليايي ها نثار او مي شده است؛ ايتاليايي هايي كه به گواهي تاريخ براي سربلندي در زمين فوتبال دست به هر اقدام حقيرانه اي زده اند. چه بسا كه مربيان ايتاليا در ابتداي مسابقه از همه خواسته بودند كه هر طور هست زيدان را از كار بيندازند. احتمالاً آنها در جام جهاني بعدي براي از كار انداختن ستاره هاي حريف يك تك تيرانداز استخدام خواهند كرد.ضربه زيدان يك هشدار به نظام متكبر و مغرور جهاني بود. اگر قرار است زين الدين زيدان كه در تمام سال هاي حضورش در جامعه غربي، نمونه اي از يك به اصطلاح شرقي موفق را ترسيم كرده و بالاتر از تمام نمونه هاي غربي نشسته با چنين برخوردهايي مواجه شود، پس چرا نبايد اين ايده در ذهن همه شرقي ها شكل بگيرد كه گويا قرار است حقوق بشر فقط براي همان هايي باشد كه در ما به ديده تحقير مي نگرند؟ انديشمندان و متفكراني كه دلمشغول گسترش رفتارهاي تروريستي در جهان هستند بايد نيم نگاهي بر مشي و روش هم كيشان و هموطنان خود بيندازند.كسي از تروريسم دفاع نمي كند.
هيچ مسلماني در پي از بين بردن حقوق ديگران نيست. اما لازم است جهان غرب هم گاهي به كارنامه خود نگاهي بيفكند و رفتارهاي ناپسند را محكوم و از عرصه محو كند. درس نياموختن از اتفاقاتي كه پس از انتشار كاريكاتورهاي نشريه دانماركي رخ داد مي تواند زمينه را براي نزاع هاي بعدي مهيا كند. همه ما دوست داريم كه ملت ها با صلح و صفا (با همه آرمان خواهي مستتر در اين الفاظ) در كنار هم زندگي كنند و از مصاحبت يكديگر لذت ببرند. اما بترسيم از روزگاري كه مخاطبان جامعه غربي جاي پاي غرب را بر گلوي نازك شرافت خود ببينند. مسلماً نتيجه بسيار ناگوارتر از سرنگوني ماتراتزي خواهد بود.
فراموش نكنيم كه در چنين شرايطي اخراج از جام جهاني و قهرمان شدن تيم مقابل و خارج شدن از ليست بهترين بازيكن ها هيچ اهميتي نخواهد داشت؛ مسئله حيثيت است.
منبع: روزنامه شرق
چهارشنبه 21 تير 1385 - 13:47