
گفتگو
روح الله تيموري نسب
كارشناس معاونت امور مجلس و استانها
گفت و گو با رضا شعباني، استاد دانشگاه و نويسنده

اشاره:
عيد نوروز در ايران و کشورهاي همجوار در ابتداي سال جديد برگزار ميشود، جشني ويژه و با آداب و رسوم خاص که بر شادي و نشاط افراد جامعه ميافزايد. البته به مرور زمان بسياري از سنن و جشنهاي سنتي مرتبط با اين جشن در روزهاي آغاز سال جديد بزرگ از بين رفتهاند، ولي عصاره و ماهيت اصلي اين جشن همچنان پا بر جا مانده است. در گفت و گو با دکتر رضا شعباني استاد دانشگاه و مؤلف کتاب آداب و رسوم نوروز، مباحثي مرتبط با جشن نوروز و فلسفه برگزاري اين جشن به بحث کشيده است.
تاکنون در زمينه نوروز فعاليتها و تحقيقات زيادي انجام شده و در برخي منابع اين عيد با عنوان جشن نوروز، جشن کشاورزان و دامداران ناميده شده است. آيا به واقع جشن نوروز مربوط به کشاورزان و دامداران بوده است؟
نوروز بيش از آنکه جشن کشاورزي باشد، جشن زمان است. مردمي که در نيمکره شمالي زندگي ميکردند متوجه شدند که در مرحلهاي از سال، طبيعت شروع به نو شدن ميکند. ايرانيان هم از حدود دو هزار سال قبل از ميلاد به اين موضوع پي بردند. البته برخي از نويسندگان مثل مرحوم ذبيح بهروز، اين زمان را به پنج هزار سال قبل از ميلاد عقب ميبرند، ولي به ظاهر چنين تخميني به اسطوره شبيه است. من معتقدم که از حدود ۴ هزار سال قبل ايرانيان به اين جشن يا به تعبيري به اين زمان تغيير، وقوف پيدا کردند.
گروهي از ساکنان نيمکره شمالي کره زمين هم تقريباً چنين ايامي را جشن ميگيرند. براي مثال چينيها جشن سال نو را با توجه به آب و هواي چين در اواخر بهمن ماه برگزار ميکنند. ژاپنيها هم تقريباً همزمان با سال چيني، جشن سال نو را برپا ميکنند، اما در منطقه متعدل شمالي که کشورهاي آسياي مرکزي و ايران قرار دارند، معمولاً متوجه اين موضوع شدند که طبيعت در حدود اوايل بهار نو ميشود و اين نو شدن طبيعت مقدماتي دارد؛ از جمله اينکه هوا معتدل ميشود، سرما و خشونت هاي زمستاني رو به اتمام ميرود و گياهان در حال سر بر زدن از خاک هستند و بارش باران هم سال خوشي را به مردم بشارت ميدهد.
با اين حال در اين موقع از سال در مناطق ايلياتي آسياي مرکزي، ايران، ترکيه و اروپا کسي از چوپانان گلهاش را بيرون نميبرد. چون علف و گياه تازه از خاک سر بر زده و سرماي هوا اجازه چراي حيوانات را نميدهد. بنابراين انتساب اين جشن، دشواريهاي زيادي را براي توجيه کردن آن در پي دارد.
عليالقاعده کشاورزان هم در نيمه دوم بهار و در تابستان است که به کشت و زرع خود توجه ميکنند. چون در ابتداي بهار، تغييرات سريع و آني آب و هوايي رخ نميدهد.
به طور عمده جوامع کهن از دو راه زندگي کردهاند. گروهي به کشاورزي پرداختهاند که جمعيت آنها در حدود ۶۰ درصد بوده و درآمد اصلي آنها از طريق کشاورزي و درآمد فرعي آنها از طريق گلهداري بوده است و ۳۰ درصد مردم هم گلهدار يا چوپان بودهاند و درآمد فرعي کشاورزي داشتهاند.
اما اينکه بگوييم مردم از ابتداي بهار تشخيص ميدادند که آيا سال پيش رو يک سال پر برکت است يا نه، به نظر ميرسد اينها پيرايههايي است که به قامت دلدار ميبندند. چون در چند روز اول سال نميتوان متوجه کل تغييرات در تمام يک سال شد. يعني نميتوان با مشاهده اوضاع جوي در اول بهار نتيجه گرفت که سال پرباراني خواهيم داشت يا نه. چون اگر در روز اول بارندگي بوده، ميگفتهاند بهار «تر»ي خواهيم داشت. شايد اين کارها جنبه تفألگونه داشته است. به دليل اينکه چنين تشخيصي و نياز به آن، نه الزامي بود و نه علمي. تغييرات آب و هوايي در خلال سال به مسائل مختلف وابسته است.
هر چندکه روسها در دهههاي گذشته با بررسي وضعيت آب و هواي آسياي مرکزي به اين نتيجه رسيدند که در مقابل هر ۱۲ سال پرباران، يک سال خشک و کمباران هم در اين منطقه خواهد بود.
اما در داخل ايران بارندگي کمتري وجود داشته است، ولي دقيقاً نميتوان گفت که اوضاع جوي ايران در طول تاريخ چگونه بوده است. چون گفته ميشود که انسانها از حدود چهارهزار سال قبل به اين طرف دستکاري در طبيعت را شروع کردند و جنگلها را از بين بردند. زماني که اسکندر مقدوني وارد ايران شد، مورخان همراه او نقل کردهاند که بسياري از مناطق شرق ايران را جنگل و درختان جنگلي پوشانده است و يا وقتي که افغانها ميخواستند نوعي استقلال کسب کنند، مانع آمدن آب رودخانه به سمت ايران ميشدند و در نتيجه بر اثر اين اقدام بسياري از اراضي مناسب شرق ايران دچار آسيب شد و يا مردمي که در حاشيه جنگل بودند، با قطع درختان در عمل باعث شدند که کوير گسترش پيدا کند. سياست زمين سوخته هم موجب از بين رفتن مراتع و جنگلها ميشد. اين عمل در زمان وقوع نبردهاي ايران و روم رخ داده و در عصر صفوي هم در مقابل عثمانيها اين سياست اعمال ميشد و لشگريان صفوي هنگام تخليه مناطق تحت تصرف خود، مراتع و جنگلها را به آتش ميکشيدند و يا مسير رودخانهها را تغيير ميدادند.
حتي کوروش هخامنشي هم که به بابل لشگرکشي کرده بود، مسير رودخانهاي را که به شهر وارد ميشد، عوض کرد و وارد بابل شد. چون ورود به بابل به آساني امکانپذير نبود، کوروش دستور داد مسير رودخانه را تغيير دهند و سپاهيان ايراني از همان مسيري وارد شوند که رودخانه وارد ميشد. با اين ترفند بود که شهر بابل به تصرف درآمد.
نيروهاي مغول هم وقتي آمدند، حدود ۶ ميليون نفر ايراني را در عرض چند سال قتل عام کردند و انسان شهري پيدا نميشد. نيشابور در آن دوره حداقل ۵/۱ ميليون نفر جمعيت داشت. در مجموع اين تغييرات، آتش زدن جنگلها، سيلابها، بارندگيها و تخريبها باعث ميشد طبيعت منطقه دچار آسيب شود.
چرا زمان اعتدال هوا به عنوان وقت مناسب براي برپايي جشن در نظر گرفته شد؟
چون طبيعيترين موقع سال براي شاد شدن است و گياه از زمين سر بر ميزند. غربيها هيچ مأخذ سنواتي براي تحويل سال ندارند. اول ژانويه برابر با ۱۰ دي را به عنوان مبدأ سال در نظر گرفتهاند، مثلاً ژوليوسسزار که اسمش را روي يک ماه گذاشته بودند، مايل بود که آن ماه ۳۱ روز باشد و وقتي هم که اوکتاوااگوست به قدرت رسيد، اسمش را روي يک ماه ديگر گذاشت و آن را ۳۱ روز اعلام کرد.
در ايران هم تا سال ۱۳۰۴ بعضي از ماهها ۳۲ روز بود و برخي ديگر ۲۸ روز، اما از سال ۱۳۰۴ تصميم گرفته شد که ۶ ماه اول سال را ۳۱ روز اعلام کنند و ۶ ماه دوم را ۳۰ روز و هر چهار سال يک بار سال کبيسهاي هم داريم.
آداب و رسوم نوروز توسط چه کساني ثبت و ضبط شده است؟
ابوريحان بيروني آداب و رسومي رايج را به طور دقيق وصف کرده است، چون ايرانيان ناچار بودند که زمان تغيير سال را بدانند و از قبل از ظهور اسلام هم، زمان تحويل سال مبدأ پرداخت خراج به دولت بود و دولت هم بر مبناي عايداتي که از مردم ميگرفت، دوام داشت. خراجها را دو موقع از سال از مردم ميگرفتند: يکي نوروز، زماني که سال تحويل ميشد و ديگري در اول مهرماه و جشن مهرگان در ۱۰ مهر برگزار ميشد و محصول هم ديگر به عمل آمده بود. اين دو موقع از سال براي پرداخت باج و خراج تعيين شده بود. دولتهاي اعراب و ترکها وقتي قدرت را به دست گرفتند، هر وقت که مايل بودند، طلب خراج ميکردند. تا اينکه عقلاي قوم به آنها گفتند ايرانيان از قديمالايام در دو مقطع زماني ماليات و خراج ميدادهاند. خلفا هم اين موضوع را پذيرفتند که خراج مقرر را در دو قسط به يک اندازه دريافت کنند. اين نوع خراج دادن باعث ميشد که به جشن و سرور ايرانيها لطمه نخورد و آنها هم در شادي ايرانيها سهيم باشند. حتي حضرت علي و ساير امامان عليهمالسلام نيز همگي نوروز را محترم ميشمردند. يک روز براي مولاي بزرگ ما امام علي عليهالسلام، خورشتي به نام «يخني» ميبرند که از روغن و خرما درست ميکردند و خوراک شيرين و چربي هست. ايشان ميپرسند که اين چيست؟ به عرض ميرسانند: به مناسبت امروز كه نوروز است. مولا علي عليهالسلام كه خليفه مسلمين بودند با حالت مطايبهآميزي ميفرمايند: اگر اينطور است پس هر روز را نوروز نگه داريد. مطايبه مولا ثبت شده است. همچنين امام صادق عليهالسلام و ساير امامان هم به دليل اينکه شيعيان و پيروان آنها ايراني بودند نوروز را تأييد ميکردند.
در دوران معاصر برگزاري مراسم نوروز و آيينهاي مرتبط با آن، چه مقدار دچار تغيير و تحول شده است؟
در دوره صفويه ايرانيان يک دوره رنسانس ملي را گذراندند. صفويه باثباتترين حکومت ايران در قرون بعد از ظهور اسلام بوده است و حکومتي برآمده از مردم بود. حکومت صفوي در چنين وضعيتي به آداب و شؤون جامعه از جمله نوروز اهميت ميداد. سلاطين صفوي در اين ايام مردم را به حضور ميپذيرفتند و به آنها جايزه و انعام ميدادند. در اين دوره همچنين سفيران و سياحاني که به ايران آمدند مطالب متنوعي در مورد نوروز و جشنهاي آن نوشتند. هر يک از آداب و رسوميکه برگزار ميشده مأخذي داشته و به باوري متکي بوده است. يکي از اين عادات اين بوده که به صورت محدود بذر گندم، ماش، عدس و ساير بذرهاي اصلي را ميکاشتند و هر کدام که رشد بيشتري داشت ميگفتند در سال پيش رو آن محصول برکت بيشتري خواهد داشت. البته هميشه حاشيهاي به آداب و رسوم آيينها اضافه شده و گاه مردم هم که از اصل کار فاصله ميگرفتند جنبههاي مبهم و و همي به آن آيينها ميافزودند.
الان ديگر «جشن کوبه» در کشور ما برگزار نميشود و يا بسياري از جشنهاي ديگر که تا چند دهه قبل از اين رواج داشتند و اكنون فقط خاطراتي از آنها در اذهان باقي مانده است.
نوروز جنبه مردمي داشته و شاه و گدا نميشناخته و همه به آن بها ميدادهاند. کسي هم معترض آن نشده و در واقع اين جشن مردمي به نوعي شهروندسازي هم بوده است و به همين دليل مردم بيشتر به هم نزديک ميشدند.
براي برگزاري جشن نوروز، از يک ماه قبل مقدماتي مثل تميز کردن خانه و پوشيدن لباس نو تدارك ديده ميشد و ايرانيان سعي ميکردند شيريني و غذاي خوب بپزند. ماه اسفند به عنوان ماه شادي بوده است. يکي از اين آيينها چهارشنبه سوري بوده که در شب نوروز آتش روشن ميکردند. دقيقاً نميدانيم از چه تاريخي اين رسم رايج شده است. برخي نيز ميگويند در چهارشنبهاي که مختار ثقفي به خونخواهي امام حسين عليهالسلام و يارانش قيام کرد براي اينکه بدانند چقدر در ميان مردم طرفدار دارند قرار بر اين شد که هر کسي از موافقان بر پشت بام خانه آتش روشن کند. سوري هم به معناي سرخ است. در ضمن آتش هم از عناصر اربعه است و در کنار آب و باد و خاک، مقدس بوده است.
آتش، نور و روشنايي است و وجود آتش در مناطق سردسيري بسيار اهميت داشته است. به هر حال ترديدي نيست که بايد نوگرايي در اين آداب و مراسمها را بپذيريم. الان به جاي آتش، شمع يا لامپ روشن ميکنند. در سدههاي پيشين هفت سيني از مواد غذايي مختلف تهيه ميکردند. برخي هم ميگويند اين هفت سين در واقع هفت شين بوده که بعد از اسلام تغيير کرده است.
در دوره قاجار، هفت سيني مواد غذايي تبديل به هفت سين ميشود. اين تغييراتي است که در ذهنيات مردم روي ميدهد و آنها سعي ميکنند به سادهگرايي روي بياورند. امروزه هم ما ميبينيم که اين هفت سين را در بستهبنديهاي کوچک به فروش ميرسانند. اما در گذشته مردم حوصله و وقت زيادي داشتند و در کنار هفت سين، غذاهايي مثل گوشت پخته، کوفته، ميوههاي فصل، کوکو سبزي و کوکو سيبزميني ميگذاشتند و يا سمنو درست ميکردند که غذاي قوتبخشي است. ميوهاي مثل سيب که به هفت سين راه يافته بسيار مفيد است. گفته شده که هر کس يک سيب در روز بخورد سلامتش تضمين ميشود. سرکه هم خاصيتهايي دارد و اگر بعد از خوردن غذاهاي چرب، يک قاشق سرکه هم مصرف شود تأثير کلسترول را از بين ميبرد. ولي اين کارها در دورههاي متأخر به جشن نوروز اضافه شده است.
جشن نوروز در سفرنامه جهانگردان اروپايي به چه صورت مورد توجه بوده است؟
جهانگرداني که از دوره صفويه به بعد به ايران آمدهاند متوجه شدهاند در وقت معيني از سال، مردم سعي ميکنند خودشان را شاد نگه دارند. در سفرنامههاي شاردن، فريزر و ديگران مباحث مختلفي به عيد نوروز، تقويم ايراني و آداب و رسوم نوروز اختصاص يافته است. آنها متوجه بودند که اگر خانوادهاي يکي از اعضاي خود را از دست ميداد، مردم در روز اول سال به ديدن آن خانواده ميرفتند و به آنها تسليت ميگفتند و يا اينکه مردم در سال نو اصرار داشتند که دشمنيها و کينهها را از بين ببرند و عيدديدني کنند. کساني هم که از مکنت مالي برخوردار بودند به کساني که دچار فقر بودند غذا ميدادند و يا حتي فقرا سعي ميکردند نان شيريني بپزند. جشن نوروز، جشني بوده که مردم خودشان را شاد نگه ميداشتند. در شب تحويل سال مردم به گورستانها ميرفتند و براي اموات خود طلب مغفرت ميکردند و يا اينکه خرما و حلوا به عنوان خيرات پخش ميکردند و همه اين آداب و رسوم مورد توجه خارجيها بود و آنها در سفرنامههاي خود در اين زمينهها مطالبي نوشتهاند.
کار تحقيقي جديدي در مورد نوروز در دست انجام داريد؟
کتابي به نام آداب و رسوم نوروز دارم که سالها پيش در ۳۰۰ صفحه به چاپ رساندهام. الان قصد دارم با توجه به مطالعاتي که در مناطق آسياي مرکزي تا حوزه درياي مديترانه انجام دادهام مطالب گستردهاي به آن کتاب اضافه کنم که با اين کار شايد حجم کتاب به ۶۰۰ صفحه برسد. در مطالعات اخيرم به طور عمده به جنبه همبستگيهاي انساني و علايق برخاسته از تاريخ مشترک مردم اين ناحيه توجه کردهام و کار گردآوري و فيشبرداري مطالب به پايان رسيده است.
پنجشنبه 2 فروردين 1386 - 13:16