سه‌شنبه 20 بهمن 1388

يادداشت

 

ضياء آراسته

 

عبادت هاي سيد الساجدين، امتداد پيام عاشوا

 

تاريخ آيينه تمام نماي رفتارآدمي

عظمت وشکوه برخي وقايع بزرگ وسرنوشت سازتاريخ آنچنانست که همه اتفاقات ماقبل وپس ازخود را تحت تاثيرقرارمي دهند وخود مبدايي براي شروع دوباره تاريخ مي شوند تا شايد عيوب وقايع تاريخي به چشم نيايند وفرصتي دوباره براي آدميان فراهم شود تا خودشان را درآيينه رفتارواعمالشان بهترببينند ودرانتخاب راههاي گوناگون فرارويشان بيشترتعمق کنند.

اينگونه است که اگرعمرتاريخ با بيشمارحوادث عجين نبود شايد سرنوشت انسان ساکن دراين کره خاکي به سوي ديگري مي رفت وبه جهان پيرامونش ازمنظرديگري مي نگريست، اما ازهمان ثانيه هاي زايش آدمي که خود براي هرکس حادثه اي بزرگ به حساب مي آيد يا وقايع گوناگون به استقبال انسان آمده اند يا اوخود با اختيا به ايجاد حوادث گوناگون مبادرت کرده است.

اما درهردوي اين حالت ها آدمي داراي اراده ثابتي بوده است که مي توانسته به اندازه قدرت عقل ودرکش تاثيرگذارباشد وچگونگي بودن وهويتش را خودش تعيين کند. درعمق وقايع تاريخي انسان يا توانسته وسعت ديدش راچندقدم بيشترگسترش دهد و پيرامونش را بهتربشناسد وماندگارشده ودرمحدوديت هاي انساني اش باقي نمانده ويا درهمان برآوردن نيازهاي انساني اش مدام بالا وپايين رفته وهيچ گاه براي رسيدن به ايده آل هاي انساني ارزشمند تلاشي نکرده است وبه مقصدي ديگررسيده است. ازاينروتاريخ بواقع آيينه تمام نماي اعمال ورفتارگذشته آدمي است ودرگستره خود حاوي درس هاي عبرت آموزي براي آيندگاني است که مي خواهند اشتباهات گذشتگان را تکرارنکنند وخود گونه اي ديگرازحيات را رقم بزنند.

رحلت پيامبراعظم وسلب حق امامت ازعلي (ع)

رحلت پيامبراکرم پس ازسالها ايستادگي دربرابرجهل وناآگاهي مردم وتحمل مرارت هاي بسيارازسوي ايشان تا اينکه دين اسلام درميان مردم پذيرفته شود وسيره نبوي درميانشان گسترش داده شود، خود آغازاتفاقات بيشماري بود که تاريخ حيات اسلام را دستخوش فرازوفرودهاي بيشماري کرد وامامان امت اسلامي با رفتارهاي مردمي که هيچ گاه حرف دل وزبانشان يکي نبود وبا شنيدن صداي سکه هاي حکام ووعده هاي دنيايي رسيدن به مناصب دولتي ازخودبيخود مي شدند با مصائب ومشکلات بسياري مواجه شدند. جانشين برحق وصالح رسول الله بي هيچ دليل قانع کننده اي ازولايت برمسلمين محروم وخانه نشين شد تا ازهمان ابتداي فقدان وجود مبارک پيامبرجامعه اسلامي اهدافي مغايربا آنچه اززمان تشکيل حکومت اسلامي مدنظرايشان بود بپيمايد.

معاويه، حکومت شام، حکميت

ازطوايفي که ازهمان ابتدا بدنبال تثبيت قدرت خود ورسيدن به مقاصد دنيايي شان به دنبال هرفرصت مناسبي مي گشتند امويان بودند. بدنبال همين اهداف معاويه بن ابوسفيان درزمان خلافت عمربن خطاب به حکومت شام رسيد ودرآنجا هرآنچه که ازدستش برمي آمد براي گشترش دنياطلبي هاي خود وبرپاکردن کاخ هاي سربه فلک کشيده وانباشتن ثروت انجام داد تا درموقع مناسب بتواند ازآنها براي ضربه زدن به دين اسلام واستحکام پايه هاي قدرت نامشروع خود سود بجويد. ازاينرومعاويه با وجود اختلاف هاي بيشماري که با عمرداشت همواره درحفظ رابطه اش با اومي کوشيد تا مبادا اشتباهي اورا ازهدف هايش دورکند.

قتل خليفه سوم عثمان اين فرصت را به معاويه داد تا به بهانه خونخواهي او درمقابل مسلمين بايستد وبه اختلافات ريشه دارشاميان وعراقيان بيش ازپيش دامن بزند تا آنها درمقابل هم صف آرايي کنند واوبتواند خودش را هرچه بيشتربه تاج وتخت حکومت که آرزوي ديرينه خودش واجدادش بود برساند. جنگ صفين ازجمله همين نزاع هاي ساختگي بود که شاميان درمقابل مسلمين قرارگرفتند وازبخت بد روزگاروبه سبب جهالت ودورنگي مردم وگروهي ازافرادي که درلشگرعلي (ع) حضورداشتند درچند قدمي پيروزي مسلمانان به مساله حکميت کشانده شد ودرمذاکرات ساده لوحانه نماينده شاميان عمروبن عاص ونماينده عراقيان ابوموسي اشعري معاويه درحضيض ذلت وشکست بعنوان خليفه بلاد اسلامي به همگان معرفي گشت.

خلافت نامشروع معاويه وشهادت اميرالمونين علي (ع)

آغازخلافت نامشروع معاويه برعراق وسراسرشرق اسلامي وانتصاب حکمراناني جاه طلب ودنيادوست ازسوي او آغازواقعي وجسورانه شدت گرفتن مخالفت ها با سيره وسنت رسول الله وبيشمارتحريف ها وبدعت هايي بود که نسبت به دين اسلام رواداشته مي شد تا آنجا که توهين وناسزاها نقل هرمنبري بود ونصوص صريح قرآن رعايت نمي شد وحتي درشهرهايي همچون مکه ومدينه شهرپيامبرهم که حضورپيامبردرآنجا درک شده بود فساد اجتماعي وبي اخلاقي گشترش يافته بود. تنها مانعي که درمقابل مقاصد معاويه قرارداشت وزبان گوياي دين اسلام وسنت پيامبربه حساب مي آمد اميرالمونين (ع) بود که حاضربه هيچ گونه مصالحه اي با معاويه نشده بود وازسال 36 هجري که ازحجازبه عراق عزيمت کرده ودرکوفه سکني گزيده بودند به برپايي قوانين حکومت اسلامي وعدالت همت گذاشته بود. شهادت علي (ع) دربيست ويکم رمضان سال 40 هجري، خيال معاويه را آسوده کرد که براحتي مي تواند آنچه درذهن دارد به آسودگي به اجرادربياورد. تبديل خلافت به پادشاهي موروثي ازجمله همين اموربود که درزمان حياتش مخالف عرف رايج يزيد پسرش را به جانشيني خود برگزيد تاپس ازخودش خللي درجهت تامين اهداف امويان پيش نيايد.

مرگ معاويه وجانشيني پسرش يزيد

مرگ معاويه روزنه  اميد را دردل هاي مومنين ومسلمين گشود تا شايد بتوانند دوباره به اسلام راستين زمان رسول الله برگردند ودين اسلام را ازخرافات وبدعت هايي که معاويه بدانها دامن زده بود بزدايند. بدين علت عراقيان ومردم کوفه بدنبال فردشايسته اي مي گشتند که بتواند رهبري آنها درمقابل حکوت ظالمانه امويان برعهده بگيرد. اين تفکرمقدمه دعوت وفراخوان دخترزاده پيامبراسلام (ص) حسين ابن علي (ع) به کوفه مي شود تا اودوباره احياگرتفکراسلامي جد خود گردد. يزيد فرزند ناخلف معاويه هم پس ازجلوس بجاي پدربيکارننشسته وعمال خود را براي بيعت گرفتن ازمردم وبزرگان شهرها به همه جا گسيل کرده است. ازجمله به حاکم مدينه توصيه کرده که يا ازحسين ابن علي(ع) بيعت بگيرد ويا اورابه قتل برساند. همچنين براي اينکه مانع انسجام حرکت اصلاح طلبانه اوومسليمن وشکل گيري جنبش ظلم ستيزي عليه خودش شود با اطلاع ازدعوت مردم کوفه ازامام، عبيدالله بن زياد را به ولايت کوفه رسانده تا جلوي هرگونه ناآرامي را به هرشکل ممکن بگيرد.

پيمان شکني کوفيان و واقعه کربلا

حسين (ع) با دعوت کوفيان وهمچنين شرايط سختي که پس ازبيعت نکردن بايزيد درمکه برايش بوجود آمده بسوي کوفه حرکت مي کند.کوفياني که سفيردعوت کننده حسين (ع) بسوي کوفه پس ازارسال نامه هاي بسياررابه شهادت رسانده وپيش ازرسيدن امام به کوفه ازترس عبيدالله پيمان شکسته وبه همه دعوت هايشان پشت کرده اند. حسين ابن علي (ع) به همراه خانواده وپيروانش هرگزبه کوفه نرسيده وبا ممانعت حربن رياحي درنينوا خيمه هايشان را برپا مي کنند ودرمقابل خيل عظيم لشگريان عيبدالله که بسياري ازکوفيان هم درميانشان بودند به انتظارروزواقعه يعني عاشوراي سال 61 هجري مي نشينند وهمگي درراه اصلاح دين پيامبراسلام وظلم ستيزي به شهادت مي رسيند.

علي بن الحسين (ع)  وزينب (س) مناديان پيام واقعه عاشورا

دربعدازظهرعاشورا که کاروان حسين (ع ) مردان پشتيبان خودراازدست داده حضوردونفرازاعضاي باقيمانده خاندان رسول الله براي ادامه دادن حرکت حسيني فرزند اميرالمونين(ع) بسيارسرنوشت سازوچشمگيراست، زينب (س) خواهرامام وعلي ابن الحسين(ع) امام سجاد فرزندامام ( 95-49 هجري ) که بعلت بيماري درروزعاشورا نمي تواند پا دررکاب پدرباشد وبه مانند ديگرمردان خانواده اش شهيد شود. درآن شرايط بسيارسخت شهادت پدروخانواده واسارت زنان وکودکان بدست مردان بي رحم عبيدالله علي ابن حسين (ع) وظيفه سنگين حفاظت ازخويشان وهمچنين رساندن فرياد عدالت خواهي وظلم ستيزي حسين (ع) را بدوش مي گيرد، درفضايي که هيچ چيززمانه همانند پدربااوهمراه نيست ومي بايد تنها به خداوند وايمان وشجاعت خود تکيه کند. کاروان حسين(ع) به کوفه به نزد عبيدالله وپس ازآن به نزد يزيد درشام برده مي شوند ودراين سفرسخت ودشواراين زينب(س) و حسين ابن علي (ع) هستند که برمردم پيمان شکن کوفه خرده مي گيرند ودرشام ودرباريزيد چهره واقعي قيام حسين (ع) را براي مردم آشکارمي کنند.

يزيد وبراه انداختن واقعه " حره "

اندکي ازواقعه کربلانگذشته که شورش ها وناآرامي هاي بسياري برعليه يزيد ودردفاع ازمظلوميت امام حسين (ع) درمکه ومدينه وحجازوديگربلاد اسلامي براه مي افتد. يزيد که پايه هاي حکومتش را لرزان مي بيند براي گرفتن زهرچشم ازمخالفان " مسلم بن عُقبه " را با سپاهي بسوي مدينه مي فرستد شهري که امام علي ابن حسين (ع) هم درسکوت وبدون هيچ همراهي با مردم دورنگ وپيمان شکن درآنجا حضوردارد. مسلم وسپاهيانش مدينه را به تصرف خود درآورده وسه روزهرآنچه مي توانند ازکشتارمسلمانان وبي حرمتي ها انجام مي دهند که درتاريخ به " واقعه حره " مشهورگشته است. علي ابن حسين (ع) نيزدرمدت حضورلشگريان مسلم درمدينه به کساني که به اوروي مي آورند وبيم جانشان مي رفت حتي اگرازدشمنانش بوند پناه مي دهد.

مرگ يزيد، سقوط حکومت امويان

مسلم بن عقبه پس ازسرکوبي مدينه درراه مکه بعلت کهولت سن ازدنيا مي رود و" حصين بن نمير" براي سرکوب مکه فرماندهي سپاه يزيد را بعهده مي گيرد. حصين مکه را درمحاصره خويش دارد که خبرمرگ يزيد درربيع الاول سال 64 هجري به گوش اومي رسد وبدون هيچ اقدام ديگري راه شام را درپيش مي گيرد. يزيد بن معاويه درحالي در"حوارين " مي ميرد که درعمرکوتاه حکومت خود به شهادت رساندن امام سوم شيعيان، اسارت خاندان رسول الله ، واقعه حره و کشتارمسلمانان مدينه و اهانت به خانه خدا درحين محاصره مکه توسط حصين بن نميررا درکارنامه حکومت داري خود دارد.بعدازمرگ يزيد پسراومعاويه به حکومت سرزمين هاي اسلامي مي رسد اما ازهمان آغازخلافت به مانند پدرناآرامي هاي بسياري که ازسال        66هجري آغازو تا سال 75 هجري ادامه پيدا مي کند درشام وبسيارنقاط ديگرحکومتش را دربرمي گيرد، وسرانجام اختلافات داخلي امويان حکومت ظالمانه ونامشروع آنها را به قهقراي نيستي مي کشاند وامورحکومت داري بدست مروان بن حکم مي افتد.

علي بن الحسين (ع) ودوري ازسياست ورزي هاي زمانه

حيات امام چهارم شيعيان علي بن الحسين (ع) بعد از واقعه کربلا مقارن با خلافت يزيد بن معاويه وپسرش معاويه وهمچنين مروان بن حکم وعبدالملک مروان، وليد بن عبدالملک، سليمان بن عبدالملک است، کساني که قدم هاي چنداني درراه دين اسلام وسنت نبوي برنمي دارند.علي بن حسين (ع) هم دردوران حيات درعين حال که ازاحوال مردم آگاه بودند ودرحد توان ازکمک به ايشان دريغ نمي کردند بواسطه رفتارهاي دوگانه اي که ازمردم سراغ داشتند هيچ گاه به همراهي آنها توجه نکرده وحتي به دعوت مختارثقفي که به خونخواهي پدرش برخواست وسرعبيدالله بي زياد وعمربي سعد را ازبدنشان جدا کرد پاسخ مثبت نداد.

علي بن الحسين (ع) سيد الساجدين

علي بن حسين (ع) درمحيطي که احکام اسلامي وصريح قرآن رعايت نمي شد ودين نبوي وسنت پيامبررا بسيارخرافه ها ونوآوري هاي بيجا دربرگرفته بود ترجيح مي داد بجاي همراهي با مردمي که هيچ اعتمادي به قول وپيمانشان نبود با گفتارواعمال خود به اصلاح دين رسول الله بپردازد وعقل ودل خفته مردمان را با دعا ونيايش هاي بيشماروبي وقفه خود بيدارکند. علي بي حسين (ع) آنچنان درخلوت وآشکاربه عبادت پرودگارمي پرداخت که درميان مومنان ومردم به "سجاد" " سيد العابدين " " سيد الساجدين " مشهورگشت وبسياري ازنيازمندان که حتي نامي ازاو نشنيده بودند تنها بعد ازشهادت اين امام بزرگواربه پشتيباني بي دريغ اين امام بزرگوارازخودشان آگاه شدند.

صحيفه سجاديه و دعاي ابوحمزه ثمالي - شهادت امام سجاد(ع)

آنچه ازعبادات ونيايش هاي امام سجاد (ع) باقي مانده در" صحيفه سجاديه " که شامل 54 دعا ازايشان است و همچنين" دعاي ابوحمزه ثمالي "- ازتابعين واززاهدان مقيم کوفه - گردآوري شده است. دعاها ونيايش هايي که نهايت خلوص وارادت امامي را نشان مي دهد که دراوج مصيبت وتنهايي وظلم حکام صبرپيشه کرده وتنها اتکايش ذات يگانه باري تعالي بوده است.

صبرايوبي که در شرايط خفقان آوروبسته آن روزگارادامه حرکت عاشورايي حسين (ع) بود وپيام قيام خونين عاشورا را به ناشنواترين گوش ها وکم سوترين چشم ها هم رساند.

شهادت امام زين العابدين (ع) درسال95 هجري با زهري که بدستورهشام بن عبدالملک به ايشان خورانده مي شود بوقوع مي پيوندد تا آسمان امامت وولايت ازحضوروتابش ستاره تابناک ديگري ازسلاله پيامبروپاکان محروم گردد. مدفن اين امام بزرگوارقبرستان بقيع مي باشد.

 

يكشنبه 30 دی 1386 - 16:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

صفحه نخست | سازمان | آرشيو اخبار | نقشه سايت | ارتباط با ما | جستجو
Valid XHTML 1.0 Transitional
Valid CSS