
گفتگو
مجيد خانلري
گفتوگو با دکتر جواد آرينمنش (نايب رئيس کميسيون فرهنگي مجلس و نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي)
جواد آرينمنش در سال 1332ش. در مشهد به دنيا آمد و تحصيلات خود را تا مقطع کارشناسي ارشد ادامه داد. مدّت هفتسال مديرکل ادارة فرهنگ و ارشاد اسلامي استان خراسان بود و از سال 1383 نيز به عنوان نمايندة مردم مشهد و کلات به مجلس شوراي اسلامي راه يافت. در مجلس در کميسيون فرهنگي فعاليت کرده و نايب رئيس اين کميسيون است.
نظر شما دربارة وضعيت فرهنگ ديني در جامعه چيست؟ اين را با توجه به موقعيت جنابعالي به عنوان نمايندة مجلس و عضو کميسيون فرهنگي مجلس، و نيز سابقة مديريت فرهنگي که داريد، ميخواهيم بدانيم.
به طور کلّي هدف اصلي و شعارهاي اساسي انقلاب اسلامي، در واقع ترويج فرهنگ ديني و تحقق آرمانهاي بلند اسلام در جامعه بوده است و برخلاف ساير انقلابات به وقوع پيوستة قرن بيستم که اساساً انگيزههاي مادّي و اقتصادي آنها را به خيابانها کشانده بود و شعارهايي مثل نان و آزادي سر ميدادند و خواستار تأمين معاش بودند، مردم ايران بيش و پيش از هر چيز با شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و با شعار الله اکبر به خيابانها آمدند و در واقع خواستار حاکميت فرهنگ ديني در جامعه شدند. با انقلاب اسلامي در سال 1357 به رهبري حضرت امام خميني ـ رحمتالله تعالي عليه ـ ما اين مسير را آغاز کرديم اما هنوز تا رسيدن به آن اهداف بلند، به نظر ميرسد فاصلۀ زيادي داريم.
به نظر من، آنگونه که شايسته بوده نتوانستهايم فرهنگ ديني را در جامعه به نحو مطلوب گسترش بدهيم. با توجه به اينکه اگر اين توفيق را پيدا ميکرديم الآن نبايستي آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي در جامعة ما وجود ميداشت يا حداقل آسيبها در حدّ بسيار ناچيز و نادري ميبود. اما با کمال تأسف اين گونه نيست.
دلايل اين وضعيت چه بوده است؟
دلايل اين امر را در فقدان سياستگذاريهاي کلان در حوزة فرهنگ، اجرا نشدن مهندسي فرهنگي، ضعف کارآمدي نهادهاي مسئول و متولّي امر فرهنگ و عدم وحدت روية نهادهاي تأثيرگذار فرهنگي و هنري ميتوان جستوجو کرد. سياستگذاريهاي ما در بخش فرهنگ به درستي تدوين نشده و استراتژي فرهنگي جمهوري اسلامي آن گونه که شايسته بوده، تحقق پيدا نکرده است. روح فرهنگ ديني در برنامههاي پنجسالة ما به شدّت کمرنگ بود و از برنامة چهارم است که قدري به موضوع فرهنگ پرداخته شده. به همين دليل هنوز ما نه در حوزة سياستگذاري تکليفمان به درستي روشن است و نه در حوزة قانونگذاري و نه در حوزة اجرا! لذا اين خلأها مجموعاً دست به دست هم داده و باعث شده که اهداف مورد نظر، جامة عمل نپوشد.
اين وضعيت در حوزة انتخابية شما، يعني خراسان در مقايسه با جاهاي ديگر کشور به چه صورت است ؟ با عنايت به اينکه، خراسان رضوي و مشهد جايگاه مهمي به لحاظ ديني در کشور دارد.
خراسان به دليل وجود مرقد منور حضرت ثامن الحجج ـ عليه السلام ـ که يک منبع فياض نوراني و معنوي است، و وجود حوزههاي علميه و مراکز ديني متعدد، در مجموع وضعيت مناسبتري نسبت به ساير استانها دارد. شاخصها وضعيت خراسان را نسبت به ساير استانها مناسبتر نشان ميدهند. اما اين بدان معنا نيست که ما در اينجا مشکل فرهنگي، کاستي و آسيبهاي اجتماعي و خلأهاي فرهنگي نداريم. اين طور نيست.
شما در کميسيون فرهنگي مجلس هم با سازمان تبليغات در ارتباط هستيد؟
در واقع کميسيون تخصصي حوزة فرهنگ و هنر، کميسيون ماست و سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات حوزه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و کلية نهادهاي فرهنگي، هنري، ورزشي و نهادهايي که متولّي امور جوانان، زنان، و خانواده هستند، زير مجموعههاي کميسيون فرهنگي محسوب ميشوند.
نظر شما راجع به کارکرد و عملکرد سازمان تبليغات اسلامي در اين مدّتي که در مجلس حضور داشتهايد به عنوان يک نماينده، چطور بوده است؟
سازمان تبليغات به هر حال مثل همة سازمانهاي تبليغي ديگر از ضعفها و قوّتهايي برخوردار بوده است. به نظر ميرسد که در سالهاي اخير قدري اين سازمان متحول و روزآمدتر شده. نسبت به مسائل فرهنگي روز حساسيت اين نهاد بيشتر است و در مسائل پژوهشي و تبليغي، کارهاي مناسبتر و جديدتري انجام گرفته. به هر حال، مديريت جوان و کارآمد سازمان تبليغات اسلامي تا حدّي مشکلات گذشته را جبران کرده، ولي هنوز کمبود بودجه و اعتبارات، جزو مشکلاتي است که اين سازمان هم مثل ساير سازمانهاي فرهنگي از آن رنج ميبرد. البته ما معتقد نيستيم که همة ضعفهاي حوزة فرهنگ با پول حل ميشود. بلکه سياستگذاري، برنامهريزي، مديريت، بودجه و اعتبارات و عوامل متعددي بايد دست به دست هم بدهند تا سازمان تبليغات را به يک سازمان پويا و کارآمد تبديل کنند.
مسئلة کمبود بودجه، با مسئولين سازمان در سطوح مختلف، از مديران مرکزيت سازمان گرفته تا مديران استانها و رؤساي ادارات شهرستانها، که صحبت ميکنيم از مهمترين مسائل مطرح است. کميسيون فرهنگي براي رفع اين مشکل چه تمهيدي انديشيده و چه اقداماتي انجام داده؟
ببينيد، لايحة بودجه که به مجلس ميآيد دست مجلس خيلي باز نيست که سقف بودجة پيشنهادي دولت را خيلي افزايش بدهد. اما معمولاً در سالهاي اخير همواره بودجههاي حوزة فرهنگي در مجلس از يک افزايش نسبي برخوردار بوده است. به ويژه بودجة سازمان تبليغات که در دو سال اخير با يک رشد قابل ملاحظهاي در مجلس مواجه بوده است.
اين افزايش که هر سال اتفاق ميافتد منتها يک افزايشي مدّ نظر است که در کار سازمان مؤثر باشد، چون عرض کردم که در سطوح مختلف و حتّي در شهرستانهاي کوچک که ما رفتيم و با مسئولين تبليغات آن جاها صحبت کرديم، خيلي مشکل دارند و ميگويند براي اجراي برنامههايي که به ما ابلاغ ميشود به دليل کمبود بودجه و امکانات نميتوانيم کامل و مؤثر عمل کنيم. البته تلاش زيادي در مجموعة سازمان تبليغات اسلامي صورت ميگيرد که با همين امکانات موجود، بيشترين بهره و استفاده برده شود.
افزايش در مورد بودجة سازمان تبليغات اتفاق افتاده. در مورد ساير سازمانها اين گونه نيست که بودجه در مجلس افزايش پيدا کند. چون افزايش بودجة يک سازمان در مجلس، به معناي کاستن بودجة سازمانهاي موازي ديگر است. اين امر مطلوبي نيست. اما اگر سقف بودجه در مجلس قدري افزايش پيدا کرده، بيش از همة نهادهاي فرهنگي، سازمان تبليغات اسلامي در دو سال اخير از اين افزايش بهرهمند شده است. ولي اينکه به طور کلّي بودجة بخش فرهنگ افزايش پيدا کند، کاري است که در لايحه توسط دولت بايستي صورت بگيرد و مجلس قرار نيست که بودجة ارائه شده از سوي دولت را، يا منابع مشخص شده را تغييرات گسترده بدهد. چرا که منابع درآمدي مشخص است و بر اساس منابع درآمدي است که بودجهها تعريف ميشود. اما موضوعي که شما اشاره ميکنيد بيشتر به دليل کارهايي است که بايد انجام ميشده و نشده، به همان دلايلي که در بالا گفتم. کارهاي انجامنشده، روي هم انباشته شده و اکنون ما ميبينيم که در همة زمينهها بايد خيلي کار کنيم تا اين عقبماندگيها و تأخيرها برطرف شود. اين البته کار دشواري است و همة دستگاهها بايد عزم جدّي داشته باشند و با هم در اين عرصه فعاليت کنند.
با فعاليت ادارة تبليغات اسلامي در حوزة انتخابية خودتان، در خراسان شما تا چه حد آشنا هستيد و بر کارشان نظارت داريد؟
من سالهاي طولاني در استان خراسان مدير فرهنگي بودم و بيش از هفتسال مديرکلّ فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بودم و از نزديک با عملکرد سازمان تبليغات آشنايي دارم و ارتباط نزديک کاري داشتم.
چه ارزيابي از فعاليت اين اداره در آنجا داريد؟
در مجموع سازمان تبليغات استان به دليل امکان استفادة بيشتر از منابع و نيروي موجود در خراسان و بخصوص از حوزة علمية قوي خراسان، پيشرفت زيادي نسبت به ساير استانها در انجام مأموريتها و اجراي برنامهها داشته و اثرگذاري فعاليتهاي مختلف آن در مقايسه با سازمانها و دستگاههاي ديگر مطلوبتر بوده. همة دستآوردهايي که امروز در حوزة سازمان تبليغات وجود دارد و فعاليتهايي که در جاي جاي استان دارد صورت ميگيرد، مثل تشکيل خانههاي عالم و واحدهايي که الآن در شهرستانها به وجود آمدهاند، همه و همه در واقع حاصل زحمات و تلاشهاي مسئولين و دستاندرکاران ادارة تبليغات استان است.
در مدّتي که شما مسئوليت فرهنگ و ارشاد اسلامي استان را داشتيد، تعامل ادارۀ تبليغات استان با ادارة ارشاد چطور بود؟
ما در آن زمان هم از همکاري مسئولين تبليغات استان به دليل اشرافشان بر موضوعات فرهنگ ديني و روابط محکمي که با حوزۀ عليمه داشتند، در شوراي فرهنگ عمومي استان بهره ميبرديم. الآن هم همين گونه است. در بسياري از فعاليتهاي فرهنگي و برنامههاي عمومي، ادارۀ تبليغات فعاليت مؤثري دارد.
در بين برنامههايي که سازمان تبليغات در اين مدّت اجرا کرده، فکر ميکنيد کدام يک موفّقتر بوده؟
برنامههاي فرهنگي سازمان عموماً برنامههاي مفيد و مؤثري است. اعزام مبلَغ به مناطق محروم استان و تشکيل خانههاي عالم و برنامههاي تابستاني سازمان در جهت تنظيم اوقات فراغت، چشمگيرتر از ساير برنامهها بوده است. وارد جزئيات اين برنامهها نميشوم زيرا مجال زيادي ميخواهد که الآن ميسّر نيست.
فکر ميکنيد تأثير اين برنامهها در جامعه تا چه حدَي است؟
متأسفانه ما در کشورمان شاخصهاي دقيقي براي ارزيابي تأثير کارهاي فرهنگي نداريم که بخواهيم ببينيم اين برنامهها چقدر تأثير داشته است. زماني ما ميتوانيم برنامههاي فرهنگي را مورد ارزيابي قرار بدهيم که شاخص دقيقي براي سنجش در اختيار داشته باشيم و بعد بتوانيم ارزيابي دقيقي از اثرگذاري هر يک از برنامهها به عمل بياوريم. ولي به طور کلّي يک بخش عمدهاي از فعاليتهاي تبليغي، مرهون تلاشهاي سازمان تبليغات اسلامي است و اينکه هنوز جامعه متمايل به فرهنگ ديني است و اين روحيه زنده مانده، از نتايج و آثار همين برنامههاست. البته اين کافي نيست و بخصوص بايد براي ارزيابي تأثيرات کارهاي فرهنگي، شاخصهايي تعريف شود تا به طور دقيق برآوردهاي لازم صورت گيرد.
اگر بخواهيم از نظر روند تحولات فرهنگي جامعه، مقايسهاي بين سه دهة انقلاب داشته باشيم، شما تحليل و ارزيابيتان چيست؟
همان طور که اشاره کردم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، آثار عظيمي را در عرصة داخلي و بينالمللي به دنبال داشته و در اين ميان، آثار و تبعات فرهنگي انقلاب بيش از ساير ابعاد آن قابل توجه است. انقلاب اسلامي ايران را اساساً بايستي يك انقلاب فرهنگي دانست كه مهمترين عامل موجدة آن عنصر فرهنگ و مهمترين عامل مبقية آن نيز عنصر و عامل فرهنگي است. مردم سلحشور و انقلابي ايران در سپيدهدم انقلاب با مشتهاي گره كرده شعار فرهنگي الله اكبر و لااله الا الله سر ميدادند و خواستار حاكميت بخشيدن فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و زدودن آثار فرهنگي بيگانه در جامعه بودند. مؤلفة فرهنگ، مهمترين قدرت در انقلاب اسلامي محسوب ميشود چرا كه مردم ما با دست خالي بر طاغوت زمان پيروز شدند و به عبارت ديگر خون بر شمشير پيروز شد.
فرهنگ انقلاب اسلامي و عناصر آن نظير شهامت، ايثار، شهادتطلبي، عدالتخواهي، و ظلمستيزي باعث پيروزي رزمندگان ما در دوران دفاع مقدّس گرديد و امروز نيز رمز تداوم انقلاب، حاكميت فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و اعتقادات مردم به اسلام و ولايت فقيه است. انقلاب اسلامي ايران، بار ديگر انديشة حاكميت بينش توحيدي بر تمامي شئون و عرصههاي حيات فردي و اجتماعي، اعتقاد به جاودانگي وجود انسان و كرامت و شرافت ذاتي او را به عنوان خليفة الله و امانتدار خداوند در جهان كفرزدة امروز مطرح كرد. فروپاشي نظريات و نظريههاي مبتني بر تفكرات الحادي و ماركسيستي، رويكرد دوبارة جهان به سوي دينگرايي و گرايش به اسلام از جمله آثار فرهنگي انقلاب اسلامي است. بنابر اين، بنياد انقلاب اسلامي، يک شالودة بسيار محکم و غني از ارزشهاي اسلامي است.
اکنون سه دهه از انقلاب اسلامي ايران گذشته است. هر يک از اين سه دهه، مختصات و شرايط خودش را داشته است. ما در دهة اول که گرفتار جنگ تحميلي بوديم، فضاي فرهنگي جامعة ما متأثر از فضاي حاکم بر جبهههاي جنگ، يک فضاي معنوي و مشحون از گذشت و ايثار و فداکاري بود. خود جبهههاي جنگ دانشگاههايي بودند که اثرات آن در فضاي فرهنگي همة کشور به خوبي احساس ميشد و يک فضاي بسيار خوبي در جامعه حاکم بود.
در دهة دوم که دوران سازندگي است، ما قدري از آن ارزشها دور افتاديم و به سمت دنياگرايي رفتيم به بهانة سازندگي و به بهانة تغيير فضاي جامعه. به هر حال در اين سمت حرکت کرديم و از آن ارزشها دور شديم.
دهة سوم که سالهاي اخير است، ما با يک هجمة گستردهتري از طرف فرهنگ غرب رو به رو هستيم. رسانههاي جديد، گسترش روزافزون پيدا کردهاند، ماهوارهها و اينترنت اثرات وسيعي بر روحيات و رفتار افراد گذاشتهاند و در داخل هم کارهاي اساسي و ريشهدار کمتر کردهايم. من فکر ميکنم آسيبهاي فرهنگي در جامعة ما در دهة اخير افزايش پيدا کرده و نيازمند يک تحرک جدّيتر براي پاسخگويي به اين وضعيت است. هشدارهاي رهبر معظّم انقلاب، بيان خطر تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي و هشدار اخيرشان در مورد ضرورت بسيج همگاني براي مقابله با جنگ نرم، نشان از يک فضاي فرهنگي نامناسب است که ما بايستي براي ساماندهي به آن، تلاش جدّيتري را داشته باشيم، عزم جدّيتري داشته باشيم. حرکتهايي که دولت محترم تحت عنوان سفرهاي فرهنگي شروع کرده، شايد در واقع پاسخي است به اين فضاي حاکم بر جامعه که اميدواريم اثربخش باشد. توسعة فرهنگ انقلاب اسلامي نويدبخش استقلال كامل فرهنگي، پيرايش جامعه از آداب و رسوم منحرف و خرافات و آراسته شدن به فضايل اخلاقي و صفات خدايي در مسير وصول به مقام انسان متعالي و استقرار ارزشهاي مورد نظر اسلام در زندگي جمعي و فردي خواهد بود.
در همين فضا و همين مسئلة مقابله با تهاجم فرهنگي، چه پيشنهادي داريد براي اينکه سازمان تبليغات اسلامي بتواند موثرتر عمل کند؟
سازمان تبليغات اسلامي هم در واقع رسالت سنگيني در اين فضاي به وجود آمده دارد. ما الآن مساجدمان با کمبود روحاني مواجه است، در مناطق محروم و در بسياري از مساجد، روحاني نداريم. مساجدي داريم، مخصوصاً در روستاها، که روحاني در آنها رفت و آمد نميکند. خانههاي عالم داريم که فاقد روحاني هستند. براي تأمين روحاني مورد نياز و ايجاد انگيزه براي روحانيون که به اين مناطق عزيمت کنند، به نظر ميرسد که بايد کار بيشتر و جدّيتري انجام بگيرد. دولت هم بايستي اعتبارات و امکانات بيشتري در اختيار سازمان قرار بدهد تا انشاء الله ما بتوانيم به اين خلأها پاسخ بدهيم.
شنبه 1 اسفند 1388 - 16:27