كتاب
ضياء آراسته

نقش عقل در استنباط احكام – مجموعه انتظار مطهر ( جلد هفدهم )
نويسنده : محسن عباسي ولدي
نوبت چاپ و شمارگان : اول ، بهار 1384 – 2000 نسخه
ناشر : معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي
جلد هفدهم مجموعه انتظار مطهر با عنوان نقش عقل در استنباط احكام به مباحثي همچون پس عقل به چه كار ميآيد؟ عقل در مسيحيت ؛ عقل در اسلام ، عقل در تسنن ؛ عقل در تشيع ، همكاري دين و عقل ، روش فقهي شيعه در استفاده از عقل ، قاعده كلي ما حكم به الشرع حكم به العقل ، قياس منصوص العله و الغاء خصوصيت ميپردازد . مباحث كتاب حاضر با اين سوال آغاز ميشود كه در مسير بدست آوردن احكام ديني عقل به چه كار ميآيد ؟ نويسنده كتاب در پاسخ به اين سوال به اين مطلب اشاره ميكند اينگونه نيست كه هر چه شرع ، دربارهي حكمي سكوت كرده باشد ، عقل نتواند حكمي صادر كند . ما عقل را بعنوان يك منبع مستقل در استنباط احكام و معارف ديني قبول داريم . نويسنده كتاب در ادامه ميافزايد كه براي رسيدن به پاسخي بهتر براي اين سوال بهتر است مقايسهاي ميان جايگاه عقل در اسلام و مسيحيت داشته باشيم و در ميان مسلمانان نيز جايگاه عقل در ميان شيعيان و اهل تسنن بررسي شود.
محسن عباسي در بخش همكاري دين و عقل به اين نكته تاكيد ميكند كه از نظرگاه شيعه عقل و دين در يك جهت كاملا ً واحد با هم همكاري دارند . نه عقل سر ستيز با دين را دارد و نه دين به فكر از ميدان به در كردن عقل است . اين دو دست در دست هم دادهاند تا انسان را به هدف آفرينش خويش برسانند . استاد مطهري ميگويد : " يك قوه ديگر هست بنام قوه عقل كه قوه حسابگري است . هر قوهاي كار خودش را حساب ميكند . مثلا ً شهوت خوردن در انسان هست . آن قوهاي كه كارش خوردن است ، ديگر حسابي در دستش نيست ، فقط احساس لذت ميكند ، ميگويد فقط بايد بخورم . قوه جنسي هم هيچ حسابي در آن نيست ؛ جز آنكه بخواهد عمل جنسي انجام دهد . همچنين است قوه غضب . ولي اينها بايد حسابي داشته باشند بايد انسان به اين قوا نظمي بدهد . شما اگر اين قوا را آزاد بگذاريد كه كار خودش را انجام بدهد ، اين آزادي ، دستگاه شما را خراب و فاسد ميكند . "
مولف در ادامه مباحث كتاب و در بخش قاعدهي كل ما حكم بهالشرع حكم به العقل به اين موضوع اشاره ميكند كه نبايد بگوييم كه عقل فقط در همين اندازه كارايي دارد ، بلكه در زبان اصوليون قاعدهاي هست كه ميگويد هر چيزي كه شرع به آن حكم ميكند ، عقل نيز به آن حكم ميكند و هرچه كه عقل به آن حكم ميكند ، شرع هم به آن حكم ميكند . نويسنده بر روي اين نكته تاكيد ميكند كه خيلي از اين قاعده سوء استفاده ميشود . از اينرو ميبايست مشخض شود كه كدام عقل مدنظر است كه احكام گوناگون صادر ميكند ؟ عقلي مرعوب و وحشتزده در مقابل دشمن ؟ كه اصلا ً اين عقل نيست . اگر عقل متكي به دين است ، آنرا قبول ميكنيم ، اما عقل متكي به دين ميگويد نبايد براي رضايت خاطر دشمن از رضاي خدا روي برگرداند .
نويسنده كتاب حاضر در بخش قياس منصوصالعله ، مساله استنباط دخالت عقل در احكامي را واكاوي ميكند كه خود اهلبيت ( ع ) فلسفهي اين احكام را به ما گفتهاند و ما هم ميتوانيم با توجه به اين هدايت ، احكامي را كه موضوعشان از بينرفته منتفي بدانيم . محسن عباسي در پايان مباحث كتاب از قول استاد مطهري درباب عقل نتيجهگيري ميكند كه : " پس عقل عاملي است كه مناطات احكام را – البته نه در همه جا بلكه در مواردي – كشف ميكند ، در مواري به ملاكات احكام پي ميبرد و علل احكام را كشف ميكند و آن علل گاهي تغيير پيدا ميكنند ، اينجا به منشاء و مبداء تشريع اجازه داده ميشود كه كار خودش را انجام بدهد كه در واقع كار جدايي نكرده ، روح اسلام را كشف ميكند . اين هم كه گفتهاند « كل ما حكم به العقل حكم به الشرع » - كه يك قاعده قديمي است و مال امروز نيست كه بگوييم تازه اين مساله مطرح شده – منظورشان همين است . واقعا ً اگر در جايي به طور قاطع ملاكي كشف بشود ، شرع هم هماهنگي دارد ، يعني از اينجا بايد كشف كنيد كه شرع هم همين است . "
پاسخ مولف در انتهاي كتاب حاضر به پرسش خود با اين مضمون كه آيا ميتوان گفت احاديث نيز به مانند قرآن كاملا ً دست نخورده است ، اينست كه شيعه مشكلي به نام احاديث جعلي در كتب روايي خود ندارد . اين به آن معنا نيست كه در كتابهاي ما احاديث ساختگي نيست ؛ بلكه شيعه با داشتن دو علم « رجال » و « درايه » تمام احاديث خود را از نظر محتوا و سند بررسي ميكند . علماي ما براي اينكه با توجه به يك روايت حكمي شرعي را استنباط كنند ، تكتك كساني را كه در سلسلهي روايات حديث قرار دارند ، بررسي ميكند .
نقش عقل در استنباط احكام ، توسط محسن عباسي ولدي در چاپ اول خود با تيراژ 2000 نسخه و توسط معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي به چاپ رسيده است .
چهارشنبه 8 دی 1389 - 11:39