نقد و تحليل
محمدعلي موظفرستمي
به جاي چكيده:
مدتي قبل خبرگزاري معتبر و وزين مهر مصاحبهاي در چند بخش با موضوع مسجد، با اين جانب، انجام داده بود. در يكي از بخشهاي اين مصاحبه، بحثي از طرف اين حقير مطرح شد با اين عنوان كه: " واژه امام جماعت مسجد غلط است" و بهتراست كه واژه "امام مسجد" به جاي آن استفاده شود. پس از انتشار اين مصاحبه، بلافاصله و در كمتر از چند ساعت اين خبر با تيتر : واژه امام جماعت غلط است؛ در بيش از صد سايت، و پايگاه خبري پوشش داده شد. (چيزي كه انتظار آن نميرفت اين بود که خبري به اين سرعت منتشر شود) و همين موضوع باعث شد تا نگاهي دقيقتر به اين موضوع داشته باشم و نتايج و پيآمد آن را پس از نشر در سايتها و خبرگزاريها و مطبوعات مختلفي كه متن مصاحبه را درج نموده بودند پيگيري کرده و نظرات و كامنتهاي كاربران را با دقت مورد واكاوي قرار دهم. به همين دليل غالب كامنتهاي كاربران در خصوص تيتر و متن مصاحبه با دقت تمام مورد بررسي قرار گرفت و تقريباً مشخص شد اكثريت قريب به اتفاق نظرات ارائه شده بدون اطلاع دقيق از موضوع بحث و نيز عدم برخورداري از پشتوانه علمي و تاريخي بوده است. همين موضوع بنده را واداشت تا با توجه گستردهاي كه از سوي سايتها و خبرگزاريها و نيز كاربران محترم نسبت به اين مهم به عمل آمده است، تحقيقي علمي و تاريخي همراه با مستندات قابل طرح با بهرهگيري از آموزههاي ديني و روايات وارده از سوي پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع) به عمل آورده و ارائه نمايم.
واژگان كليدي : امام – مسجد- مديريت مسجد - جماعت
مقدمه:
عنوان " امام جماعت مسجد" در ميان جامعه مسلمانان ايران از گذشتههاي دور تاكنون بسيار مورد استفاده قرار گرفته و بهكارگيري اين واژه در ادبيات ما مرسوم و معمول ميباشد. اگر چه استفاده از اين واژه از نظر حقوقي و عرفي عاري از اشكال اساسي و مبنايي است. ولي با توجه به مفهوم محدود و برداشت معدودي كه از اين تركيب به ذهن متبادر ميشود. به نظر ميرسد كه ميتوان كلماتي بهتر و رساتر كه در بر گيرنده تمامي فعاليتهاي مساجد بوده و جامعيت لازم را نيز داشته و بتواند به طور کلي كاركردهاي بسيار متنوع و متكثر در سطح مساجد را به خوبي و به نحو احسن پوشش دهد، بسيار مناسبتر و بهتر خواهد بود. هر واژه يا كلمه تخصصي از بار معنايي و شكل خاصي كه منحصر به خود اين واژگان و كلمات است برخوردار ميباشد. به نظر ميرسد اگر نتوانيم براي موضوعي خاص از حيث بُعد مكاني و نقش پذيري، تعريفي جامع و فراگير متصوّر شويم،نه تنها نتوانستهايم آنچنان كه شايسته است جايگاه و مرتبه واقعي آن را نشان دهيم، بلكه در فهم جامعه از آن نيز نوعي كم توجهي و كمارزشي ايجاد نمودهايم. از اين لحاظ ناخواسته ظلمي مضاعف نسبت به آن انجام دادهايم. بنابراين براي موضوعات و عناوين و اسمها و فعاليتهاي خاصي كه از جايگاه ويژهاي در ميان عامّه مردم برخورداراست، بايد دقت لازم و كافي را به عمل آورد. تا آنچنان كه مناسب جايگاه واقعي آناست، مفاهيم و ترجماني مختص به آن معرفي نماييم. كوچكترين كوتاهي و قصور در اين خصوص، گناهي جبران ناپذيراست. به عنوان مثال اگر ظرفيت يك عنصر يا شئياي به ميزان١٠٠ باشد و ما تعريف معنايي و عبارات ترجماني و مفاهيمي كه از آن ارائه مينماييم به اندازه ٤٠ يا ٦٠ و يا هر ميزاني كه كمتر از توان حقيقي آن باشد در نظر بگيريم، بخشي از ظرفيت و كارايي حداكثري آن در اولين گام و در هنگام معرفي به هدر داده شده است و استفاده بهينه و مطلوب از آن به عمل نياوردهايم، چون در وحله اول ذهن مخاطب برداشت ذهني و نگاهي جامعي از آن نميتواند داشته باشد و به همين دليل در گام اول، دچار نقصان و اشكال خواهد شد.
بيان مسأله:
پس از بناي پايههاي اوليه تشكيل حكومت اسلامي در زمان رسول گرامي اسلام (ص) مسجد، اولين نهاد اجتماعى بود كه توسط آن حضرت شكل گرفت. لازمه نهاد اجتماعى (نه حكومتى) بهجهت استمرار نقش و وظايف اوليه شكلگيرى آن، اداره و مديريت توسط فرد يا شخصيتي است كه بتواند به بهترين نحو ممكن آن را اداره نمايد و در سايه آن زمينههاي هدايت و رهنمون سازي جامعه را فراهم کند.
در هر جامعهاى براى انجام وظايف خاص و رسيدن به اهداف معين نهادهايي اجتماعي شكل ميگيرند. اين نهادها براى انجام مسئوليت خويش، داراى سيستم و كاركرد مخصوص به خود مىباشند. در جامعه اسلامى، هر مسجد يك نهاد منسجم معنوى است و داراى اهداف، كاركردها و شيوههاي مخصوص به خود مىباشد و بايد به شكل صحيح توسط فردي كه توانايي و شرايط لازم را داشته باشد اداره شود.
قبل از آن كه به شرايط و ويژگيهاي لازم براي فرد مسئول و اداره كننده مسجد اشاره شود لازم و ضروري است كه عنواني براي ايشان انتخاب شود، آن چنان که از جامعيّت و بار معنايي بالايي برخوردار باشد كه جاي هيچ بحث و شك و شبههاي را در انجام وظايف ذاتي ايشان باقي نگذارد و به درستي، حوزه عملكرد وظايفشان را آنچنان كه در شأن ايشان است، توضيح دهد و از ظرفيت و پتانسيل لازم شرعي و حقوقي نيز برخوردار باشد.
بنابر اين هدف، در اين مقاله تلاش شده است ضمن انجام مطالعات گسترده و تحقيق کافي همراه با ارائه دلايل و مستندات در خصوص عناوين امام مسجد يا امام جماعت مسجد، موضوع با دقت بيشتري مورد بررسي قرار گيرد تا در نهايت عنواني مناسب و در خور جايگاه مسجد مطرح شود. اميد است مورد توجه خوانندگان محترم و نيز ديگر منتقدان واقع شده تا در آينده بيشتر و جامعتر نسبت به تجزيه و تحليل اين موضوع بپردازند.
تعريف مفاهيم:
در اين مقاله تحقيقي از واژههاي كليدي و مفاهيم زير استفاده شده است. به همين دليل جهت توضيح بيشتر اين مفاهيم و كلمات كليدي در اين مقال سعي شده است قبل از ورود به بحث اصلي، به اختصار اين واژهگان تشريح گردد:
تعريف لغوي و اصطلاحي:
1-امام: امام از نظر لغوي به معناي پيشوا، پيش نماز، خليفه، فرمانده سپاه، راهنماي مسافران، راه گشاده و آشكار، جاده؛
توضيح: لازم به ذكر است در پيشنهاد واژه امام مسجد در اين بحث منظور ما از امام، امام معصوم نميباشد. بلكه شخصي است که از تحصيلات عاليه ديني برخوردار است و آشنايي كافي و وافي در حوزههاي فقهي و احكام و مسائل شريعت اسلامي دارد، و داراي شرايط و الزامات ذكر شده در منابع ديني را براي امامت مسجد (در عصر غيبت امام زمان (ع) و در حاكميت ولي امر حاضر مسلمين) دارا ميباشد.
مفهوم امام مسجد بالاتر از امام جماعت است، وقتي ميگوييم امام، هم نماز جماعت را شامل ميشود و هم امام جمعه را چون در مسجد هم نماز جماعت خوانده ميشود و هم نماز جمعه و در مراكز اسلامي و مساجد اسلامي اروپا و آمريكا گفته ميشود: " امام مسجد".
امام و امامت در فرهنگ قرآني، اسلامي و شيعي شامل يك مفهوم كلي است كه داراي مصاديق و مراتبي است. امامت نيز از مراتبي به شرح ذيل برخوردار است :
١- امامت در مرتبه نبوّت ( كه مختص بعضي از انبياء است)،
٢- امامت همراه با نبوّت شخص حضرت پيامبر گرامي اسلام (ص)،
٣- امامت معصومين (ع)،
4- امامت ائمه اثني عشر(ع)،
٥- امامت فقها و علماي دين ( كه داراي ويژهگيهاي علم، تقوا، عدالت و اعتقاد به معصومين(ع) و محمّد و آل محمّد(ص) است.)،
توضيح : امام مسجد در عصر غيبت در مرتبه بند ششم قرار مي گيرد.
2- مَسجِد: از نظر لغوي در فرهنگها و لغتنامههاي مختلف، تعابير متعدّدي از آن ارائه شده است. اما وجه مشترک اين کلمه در تمامي فرهنگنامهها، ريشه عربي آن ميباشد. واژه مسجد در لغت، اسم مكان از فعل (سَجَدَ، يَسجُدُ) به معناي "جايگاه سجده و محل عبادت ميباشد كه در فارسي "مزگت" هم گفته شده است".
به اين ترتيب، مسجد كه در زبان عربي اسم مكان، مشتق از ريشه ثلاثي مجرد سَجَدَ است، در زبان فارسي، به معناي جايگاه نماز و محل عبادت به كار رفته است. در اين كه چرا كلمه مسجد، براي مكان عبادت و محل نماز استعمال شده است،گفتهاند: از آنجا كه سجود، شريفترين و مهمترين اركان نماز است به آن بيش از ديگر افعال نماز تأكيد شده و بر محل عبادت و نماز اطلاق شده است. اما در قرآن و تمدّن اسلامي، مسجد به مکاني گفته ميشود که عبادتگاه مؤمنان است. وجه تسميه عبادتگاه مسلمانان به مسجد از آن روي است که سر به سجده نهادن، مظهر و نمود اوج فروتني و کُرنش در برابر خداست. از اين رو در اسلام محل عبادت را مسجد ناميدهاند.
3- مديريت مسجد: تعريف لغوي مدير به معناي اداره کننده، گرداننده، و کسي که کاري را اداره کند، ميباشد. در تعريف مديريت از منظراسلامى آمده است: "فعاليتى كه زمينه رشد انسان به سوى اللّه را فراهم نمايد و مطابق كتاب و سنت و سيره و روش پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) باشد. علوم و فنون و تجارب بشرى که جهت رسيدن به اهداف يك نظام با سازمان در ابعاد مختلف همانند يك محور و قطب عمل كند مديريت اسلامى است.
نكته شايان ذكر آن است كه با چنين برداشتى مديريت مسجد تبديل به حوزهاى پيچيده و ظريف مىگردد چه آنكه در اين مؤسسه هم اداره كننده، هم اداره شونده و هم محصول، انسانها هستند. به عبارت روشنتر مديريت مسجد با قلمروهاى پيچيده فعاليتهاى انسانى سروكار دارد كه اداره امور آن بسيار پيچيده و مستلزم دانش و بينش عميق در ابعاد مختلف مىباشد.
به عبارت ديگر در مقايسه با ساير شاخههاى مديريت كه عمدتاً از زوايه و چشمانداز خاصى، مديريت را مدنظر قرار مىدهند، نظير: مديريت امور آموزشى، مديريت فرهنگى، مديريت نظامى و ... مديريت مسجد با تمام اين قلمروها سروكار دارد. به اين دليل مىتوان گفت كه علاوه بر نقش عبادى مسجد، كه البته محورىترين كاركرد مساجد به حساب مىآيد، مديريت مسجد بايد به قلمروهاى مختلف مديريت كه در چارچوب عملكردها و فعاليتهاى مسجد قرار مىگيرد، آگاهى و اشراف داشته باشد. باعنايت به اين ويژگى است كه مىتوان گفت:"مديريت مساجد داراى ماهيت منحصر به فرد و پيچيدهاى است كه اعمال كارآمد و اثربخش آن مستلزم خبرگى و مهارتهاى متّعدد است."
4- جماعت: دستهاي از مردم يا حيوان و نبات،
جماعت، اگر چه داراي معاني مختلفي است. ولي يکي از جلوههاي جماعت مسلمانان را ميتوان در صفوف منظم و فشرده در هنگام اقامه نمازهاي جماعت است مشاهده نمود.
در اين خصوص حضرت امام جعفر صادق (ع) ميفرمايند: "اوّل جماعة كانَت اِنّ رَسُول الله (ص) كانَ يصلي و اَميرالمُومِنين علي (ع) مَعَهُ؛ ترجمه: اولين جماعت تشكيل شده در اسلام براي اقامه نماز بود كه پيامبر اكرم (ص) و اميرالمونين علي (ع) آن را بپا داشتند."
بحث جماعت در اسلام داراي اهميت بسيار بالايي بوده و در همه حال نسبت بر اين موضوع تآكيد فراواني به عمل آمده است: (يدالله مع الجماعه).
توضيح: كلمه جماعت اسم جع مكسر بوده و در حال حاضر دو برداشت متفاوت زير از واژه جماعت معمول ميباشد:
الف- برداشت اول: برداشتي كه از جماعت در لغتنامههاي معتبر موجود ميتوان دريافت، جماعت را به معناي گروهي از مردم تعريف كردهاند. همچنانكه در روايتي كه از پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار (ع) آمده است جماعت را به معناي گروهي از مردم كه در مسجد نماز ميگذارند، اشاره شده است از جمله در روايات ذيل آمده است
- پيامبر گرامي اسلام (ص) كه ميفرمايند:
1-"انّ اللّه وعد أن يدخل الجنّة ثلاثة نفر بغير حساب و يشفع كلّ واحد منهم فى ثمانين ألفاً. المؤذّن و الامام، و رجل يتوضّا ثمّ يدخل المسجد فيصّلى فى الجماعة؛". ترجمه: همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر يك از اين سه گروه (روز قيامت) مىتوانند هشتاد هزار نفر را شفاعت كنند و آنها عبارتند از: 1 - مؤذن. 2 - امام. 3 - كسى كه وضو بگيرد، پس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد."
2-"انّ الشيطان ذئب الانسان كذئب الغنم يأخذ الشّاة القاصيه و النّاحية فايّاكم و الشّعاب و عليكم بالجماعة و العامة و المسجد، ترجمه: شيطان گرگ انسان است، همانند گرگ گوسفندان كه هميشه ميشهاى دور افتاده و كنارهگير را مىگيرد. پس از دستهبندىها (گروهگرايى و خط بازى) بپرهيزيد و بر شما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومى و مسجد."
- در ارتباط با همين موضوع، حديثي گهربار از حضرت امام علي (ع) وارد شده است كه ميفرمايند:
3-"ايّها السّائل لا تغترن بكثرة المساجد و جماعة اقوام، اجسادهم مجتمعة و قلوبهم متفرقّة...؛ ترجمه: اى سؤال كننده! از فراوانى مسجدها و گرد آمدن مردمى كه بدنهاى آنها به يكديگر نزديك و قلبهاشان از هم دور است، مغرور نشو!"
ب- برداشت دوم: به معناي نماز جماعت استفاده ميشود. چون غالب نمازهاي يوميّه در سطح مساجد به صورت جماعت اقامه ميشود به همين دليل جماعتي كه به عنوان پسوند امام به كار گرفته ميشود (امام جماعت) آنچه به ذهن متبادر ميگردد به معناي امام نماز جماعت بيشتر متصوّر ميگردد. در صورتي كه معناي دقيق، و واقعي امام جماعت، امام گروهي از مردم ميباشد كه در مسجد حضور پيدا ميكنند.
در همين ارتباط به احاديث ذيل اشاره ميشود:
- پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند:
1-"افضل البقاع المساجد و افضل اهلها اوّلهم دخولا و آخرهم خروجا، و من سبق بالجماعة كمن سبق بالايمان: بهترين مكان هر سرزمين و جايى، مسجدهاى آن است، و بهترين مردم آن، همان كسانى هستند كه پيش از ديگران به مسجد مىآيند و پس از همه برون مىروند، و كسى كه در پيوستن به نماز جماعت از ديگران پيشى گيرد، چنان است كه گويى در ايمان پيشى جسته است."
2-"الا و من مشى الى مسجد يطلب فيه الجماعة كان له بكلّ خطوة سبعون الف حسنه؛ ترجمه: آگاه باشيد! كسى كه براى اقامه نماز جماعت به طرف مسجد قدم بردارد، براى هر يك قدمش هفتاد هزار حسنه منظور مىشود."
3-"لا صلاة لمن لا يصلّى فى المسجد مع المسلمين الاّ منعلة.... و من رغب عن جماعة المسلمين سقطت عدالته و وجب هجرانه؛" ترجمه: كسى كه بدون عذر موجّهى با مسلمين در مسجد نماز جماعت نمىخواند نمازش كامل نيست ... و كسى كه نسبت به جماعت مسلمين بىتوجه است، از عدالت ساقط است و دورى كردن از او واجب است."
- حضرت امام جعفر صادق(ع):
1-"من صلّى فى بيته جماعة رغبة عن المسجد فلاصلاة له و لا لمن صلى معه الا من علة تمنع من المسجد؛" ترجمه: كسى كه به خاطر اعراض از مسجد در خانه نماز جماعت برگزار كند، نماز او و كسى كه با او نماز مىخواند كامل نيست مگر علت و عذرى داشته باشد كه مانع رفتن به مسجد شود."
2-"صلاة الرّجل فى منزله جماعة تعدل اربعا و عشرين صلاة، و صلاة الرّجل جماعة فى المسجد تعدل ثمانيا و اربعين صلاة مضاعفة فى المسجد؛" خواندن نماز جماعت در خانه برابر با ٢٤ نماز فرادا است و خواندن نماز جماعت در مسجد برابر با ٤٨ نماز فرادا است. يعنى: ثواب نماز جماعت در مسجد دو برابر نماز جماعت در خانه است."
ج- كاربردهاي واژه امام جماعت: اگر چه واژه "امام جماعت" براي عنوان مساجد مناسب نيست، ولي همين واژه در برخي از مكانها و مراكز داراي كاربري بسيار مناسب بوده كه اگر واژهاي غير از آن بهكار گرفته شود، نامناسب خواهد بود. انتخاب عناوين بر اساس ظرفيت، پتانسيل و نوع كاركرد قابل تعريف و تبيين ميباشد. همچنانكه هم اكنون استعمال و بهكارگيري اين واژه در بين طبقات عامه مردم براي بعضي از مكانها و مراكز ذيلالذكر امري مرسوم و پسنديده و مناسب ميباشد:
1-بهكارگيري واژه امام جماعت براي مبلغين و روحانيوني كه در سطح نمازخانههاي موجود (ادارات،دانشگاهها، مدارس، پاركها، فرهنگسراها، پايانههاي مسافرتي، نمازخانههاي بين راهي و ... به اقامه نماز جماعت ميپردازند.
2-استفاده از آن براي نمازهاي جماعتي كه در حسينيهها، تكايا، مهديهها، خيمههاي عزاداري، و نيز در سطح ميادين و خيانها در ايام خاص مثل ظهر عاشورا برگزار ميگردد.
3-براي افرادي كه در منازل شخصي، آپارتمانهاي مسكوني، فضاي باز و ... اقامه نماز جماعت دارند.
4-براي بعضي از مساجدي كه تك كاركردي بوده و اينگونه مساجد امكانات،ظرفيت و يا شرايط لازم (طبيعي يا انساني) تنوعپذيري در انجام كاركردهاي مختلف را ندارند. و وجه غالب فعاليت اين مساجد انجام فرائض عبادي اقامه نماز جماعت ميباشد. به عنوان مثال يك مسجد شبستاني كوچك كه در مسير جادههايي كه در اطراف آن هيچ سكونتگاهي وجود نداشته و تنها مخاطبان آن مسافران ميباشند.( اگر چه در اينگونه مساجد شايد امكان اجراي بعضي از ديگر برنامههاي رفاهي هم وجود داشته باشد ولي عمده فعاليت و برنامه اصلي آن برپايي نماز جماعت براي رهگذران و ... ميباشد.
5- در نهايت استفاده از اين واژه براي اقامه هر نماز جماعتي است كه به غير از مسجد شكل ميگيرد. را شامل ميشود.
اهداف:
1-احياء جايگاه رفيع امام مسجد به عنوان مدير اصلي، با انتخاب عنواني شايسته و درخور شأن آن با بهرهگيري از آموزههاي ديني،
2-بسط و گسترش حوزه عملكردي مساجد در هدايت و رهنمونسازي اهالي ساكن و مجاور در محدوده و حريم شرعي مساجد،
3- تبيين دقيق كاركردهاي مسجد به همراه شرح وظايف اصلي امام مسجد در اداره موفق و كارآمدتر وظايف ذاتي و اصلي مساجد،
4-طرح بحث موضوعي جديد با هدف توجه ساير پژوهشگران، محققان، نويسندگان و فعالان در عرصه تبليغ دين بهخصوص حوزه مهم مساجد جهت پرداختن بيشتر و گستردهتر به موضوع فوق همراه با ارائه تعريفي مناسب و فراگير براي آن.
پيشينه نظري:
مسئله و موضوع اصلي اين مقاله، دلايل و مستندات پيشنهاد جايگزيني واژه امام مسجد است. علي رغم اين كه واژه امام جماعت مسجد نيز يكي از واژگاني است كه به نظر ميرسد ظرفيت و توان بالايي كه متناظر به جايگاه مقدس مساجد است را دارا ميباشد. امام جماعت از حيث مكان و جايگاه و نيز شأن رفيعاش، محور و استوانه اصلي مسجد است. كاربرد اين واژه در امر هدايت و رهنمونسازي اهالي مسجد (آن چنان كه براي آن متصور است) نتوانسته است پاسخگويي مناسب و واقعي نسبت به اين جايگاه بلند باشد. با توجه به اين اهميت بر اساس تحقيق و بررسيهاي به عمل آمده در خصوص سبقه و پيشينه اين بحث مهم، متاسفانه تنها مباحثي به صورت جسته و گريخته و بسيار جزيي توسط برخي از روحانيون و شخصيتهاي ديني در قالب سخنراني و يا مصاحبه انجام گرفته و هيچ بحث علمي مكتوب و منسجم و مدوّن در ارتباط با موضوع فوق تاكنون انجام نشده است (يا حداقل مشاهده نشده است) اميد است كه طرح اين موضوع زمينه و فتح بابي باشد براي پرداختن بيشتر به آن.
اهمّ دلايل در چرايي ارائه پيشنهاد :
الف- قائل بودن شئون و جايگاه ويژه براي امام مسجد:
جايگاه واقعي امام مسجد داراي نقشها و شئون مختلف ميباشد كه برخي از مهمترين آنها را ميتوان به شرح ذيل بر شمرد:
1-اداره امور مادي (ساخت و ساز، توسعه و نگهداشت و امور مالي و ...)، امور معنوي مسجد (انجام امور عبادي و مناسكي، مراسم مذهبي و ملي ، برگزاري ادعيه و... ) و منابع انساني مسجد(هيئت امناء، مدير فرهنگي، پايگاه بسج، خادمين، كاركنان، و نمازگزاران مسجد و...)،
2-هدايت و رهبري (غايت اداره مسجد سوق دادن مردم به سوي كمال انساني و خدايي شدن).
3-به عنوان مبلّغ، سخنران امور ديني و انجام امور تبليغاتي مسجد در فعاليتهاي مختلف مذهبي (محرم، صفر، رمضان، فاطميه و ... )،
4-مديريت بر مراكز ديني (حوزه علميه، كانون فرهنگي، كتابخانه، مركز آموزشي و ... تابعه مسجد و نيز برنامههاي متنوع فرهنگي، هنري و ورزشي كه توسط مسجد تدارك شده است،
5-انجام مشاوره و رسيدگي به مشكلات خانوادگي و اختلافات محلي و امور جوانان،
6-پاسخگويي به احكام و مسائل مذهبي، شبهات و خرافات و انحرافات اجتماعي و ...،
7-عامل وفاق اجتماعي محله و محدوده مسجد ( اهميّت اين نقش از آن جايي بيشتر مشخص ميگردد كه هر محلهاي كه امام مسجد فعال در آنجا حضور دارد شاهد انسجام و همبستگي وحدت بيشتري بين مردم هستيم و به همين علت در اين محلات، نزاعها، دعواهاي و انحرافات و ناهنجاريهاي اجتماعي نسبت به ديگر مناطق كمتر ميباشد،
8-مدير تعاون و همياري اجتماعي محل( رسيدگي به مستمندان، سائلين، ابن سبيل و فقراء و...) كمك در جمعآوري و هدايت كمكهاي مردمي (جنسي و نقدي ) در حوادث طبيعي (زلزله، سيل و....) و غير طبيعي (جنگ و...).
9-رسيدگي به امور اقتصادي حوزه دين مثل: خمس، زكات، فطريه، رد مظالم، شرح احكام داد و ستد و تجارت و بيع اسلامي به ويژه براي مخاطبان بازاري مسجد و همچنين نظارت بر كار صندوق قرضالحسنه و فروشگاه و تعاوني مسجد و...،
10-مديريت برنامههاي آموزش ديني و مذهبي ( معارف اسلامي، قرآن كريم، صحّت قرائت نماز،
11-برگزاري جلسات قرآني و جلسات بصيرت افزايي،
12-ايفاي نقش امور سياسي همچون تشويق و ترغيب مردم به شركت در انتخابات، همكاري در راهاندازي صندوق رأي در مسجد، فراهم سازي جهت حضور كانديداها در مساجد در ايام انتخابات.
13-مديريت امور تشريفات، مردمداري،استقبال و بدرقه از ميهمانان و مخاطبان در مراسم مختلف اجرايي در مناسبتهاي اسلامي ( اعياد و وفيات و وقايع تاريخي مذهبي) و مناسبتهاي ملي (سالگرد ارتحال حضرت امام، دهه فجر انقلاب اسلامي و... ) و نيز دعوت و استقبال از خطباء، سخنرانان ومسئولين و مدعوين به جلسات و مراسم مختلف و...
مواردي که اشاره شد، تنها بخشي از نقشهايي است كه امام مسجد انجام ميدهد.اگر نگاهي دقيق به اين موارد داشته باشيم، در خواهيم يافت كه اجراي اين برنامهها تنها براي نمازگزاران و اقامه كنندگان نماز در مسجد نيست بلكه شامل تمام افرادي است كه در حريم مسجد قرار دارند در محيط هاي مختلف: فرهنگي ، اقتصادي، سياسي و اجتماعي ميباشند كه اعمال نفوذ و هدايت و نظارت تمام اين موارد بسته به اين است كه جايگاهي بسيار فراتر از اقامه نماز جماعت براي ايشان در نظر بگيريم.
ب- برخورداري مسجد از كاركردهاي مختلف و متنوع:
با نگاهى گذرا به تاريخ از صدر اسلام تاكنون در مىيابيم كه مسجد از آغاز پيدايش تاكنون به عنوان مركز ثقل رسالت پيامبر، منشأ تحوّلات و خدمات و پايگاهى براى ابلاغ پيامهاى الهى و وحى و بسط رسالت به شمار مىرفته است. مسجد مركز سازماندهى و برنامهريزى امور مسلمين بوده است و پيامبر گرامى اسلام (ص) نيز بسيارى از دستورات الهى و مشورتهاى اجتماعى، نحوه ادارهى حكومت و سياستهاى جنگى، بسترسازى فرهنگى، احكام و اعمال عبادى را در مسجد انجام مىداده و در كنار اعمال و انجام فرايض دينى، مساجد به عنوان كانون فعاليتهاى فرهنگى - اجتماعى - سياسى - اقتصادى - قضايى و آموزشى محسوب مىشده است. در طول تاريخ نيز نه تنها از كاركردهاى مسجد كاسته نشده بلكه به فراخور زمان و مكان بر تعداد كاركردهاى آن نيز افزوده شده و مساجد بيش از پيش به نقش آفرينى و تحوّلسازى در سطوح جامعه ادوار گذشته پرداخته است.
پيامبرگرامي اسلام(ص) به عنوان اولين امام مسجد، هيچگاه نگاه تك بُعدي و كاركرد صرفاً عبادي و مناسكي به مسجد نداشتند. بلكه مسجد را به عنوان مكاني ميدانستند كه تمام امور مملكت را از آنجا اداره و هدايت مينمودند.
امروزه با توجه به اينكه نظام حاكم بر كشور ما يك نظامي است كه غالباً شيوهها و روشهاي حكومتداري آن برخواسته از مباني ديني است و مسجد نيز پايگاه و خاستگاه بسط و ترويج دينداري و ولايتمداري است بنابر اين بايد بسياري از امور مختلف جامعه اسلامي در مسجد و بهوسيله امام مسجد رتق و فتق گردد. حضرت امام خميني (ره) نيز در همين ارتباط ميفرمايند: "از مسجد بايد امور اداره بشود. مساجد بود كه اين پيروزي را براي ملت ما درست كرد. اين مراكز حساسي است كه ملت بايد به آن توجه داشته باشد و اينطور نباشد كه خيال كنند حالا كه ديگر ما پيروز شديم ديگر مسجد ميخواهيم چه كنيم. پيروزي ما براي اداره مسجد است."
با مرور كاركردهايى كه مسجد در طول تاريخ چه به شكل هم زمان و چه دورهاى انجام داده است. "مىتوان گفت مسجد دو نوع كاركرد اصلى و فرعى و يا دايمى و مقطعى داشته است. كاركرد اصلى و دائمى مسجد، كاركرد عبادى و مناسكى آن است كه در طول تاريخ اين كاركرد بهطور مستمر همراه مسجد بوده و انقطاعى در اين امر صورت نگرفته است. گرچه در راستاى اين كاركرد دورانى پر تسلّط و گاهى دورانى با ركود و قصور داشته است كه البته اين امر نيز نشأت گرفته از شرايط جوامع، زمان، مكان و رويكردهاى مسلمانان به امر عبادت بوده است. كاركردهاى فرعى و مقطعى مسجد نيز داراى ويژگىهايى است كه اين ويژگىها باعث تقويت اين كاركردها در مسجد شده است. ويژگى اصلى اين كاركردها در نوع رويكرد مؤمنان نسبت به فعاليتهاى موجود در آن نهفته است، چرا كه اهل مسجد از باب آن كه مؤمنند در مقاطعى خاص انجام چنين امورى را براى خود واجب ديده و وظيفه خود پنداشتهاند و اين قبيل امور كه مورد توجه مؤمنان با انگيزههاى ايمانى و دينى است، چيزى نيست جز امورى كه مؤمنان در اقدام به آن تقرب به درگاه الهى و تحصيل رضايت بارگاه ربوبى را در نظر دارند."
از سوى ديگر امورى در جامعه اسلامى وجود دارد كه در"مقاطعى از زمان جزو نيازهاى ضرورى جامعه قلمداد مىشود ولى متولّى خاصى ندارد و نهادى خاص براى رتق و فتق آن در جامعه تأسيس نشده است. اين گونه امور به محض ضرورت يافتن از نظر اجرا و اداره جزو امور قربى خواهد بود كه شارعِ مقدس، راضى به ترك آن نيست. لذا پرداختن به آن از واجبات كفايى است كه بر متطوعينى كه شرايط لازم را داشته باشند متعين و در زمره امور عبادى قرار مىگيرد كه پرداختن به آن به قصد قربت و براى رضايت درگاه الهى خواهد بود و از آن جهت كه در جامعه اسلامى اين گونه امور قربى و عبادى در مساجد تبلور مىيابد، لذا اهل مسجد اولين اقدام كنندگان به آن امور هستند و در مكانى از مسجد، يا مجاورت آن و يا در صورت نياز با احداث مكانى مناسب در مجاورت مسجد به آن مىپردازند. امروزه تنوعپذيرى در كاركردها و سهمپذيرى در مسووليتها براى رفع نيازهاى ضرورى جامعه در مسجد، نه تنها به قوّت خود باقى است بلكه با تشكيل حكومت اسلامى و تقويت انگيزهها و از طرفى ازدياد مشاركت جويان و داوطلبان موقعيت بهترى را براى خود فراهم نموده است."
در ادامه بر اساس بررسيهاي انجام شده در خصوص فعاليتها، اعمال و افعال اجرا شده در مساجد از آغاز شكلگيري آن تا به حال، كاركردهاي متنوع زير در ادامه آورده شده است كه به ترتيب اهمّيّت و اولويّت نقش آنها ارائه مي شود:
1- كاركرد عبادي،
2- كاركرد آموزش،
3- كاركرد فرهنگي،
4- كاركرد تبليغى،
5- كاركرد علمى،
6- كاركرد تعليم و تربيت،
7- كاركرد سياسى،
8- كاركرد اجتماعى،
9- كاركرد ارزشى،
10- كاركرد اخلاقى،
11- كاركرد قضايى،
12- كاركرد نظامى و امنيتى،
13- كاركرد ارتباطى و رسانهاى،
14- كاركرد هنرى،
15- كاركرد خدماتى - امدادى (تعاون)،
16- كاركرد رفتارى،
17- كاركرد روانى (روحى)،
18- كاركرد درمانى،
19- كاركرد بهداشتى،
20- كاركرد تأمينى (پناهگاه) و بازدارندگى،
21- كاركرد ادبى،
22- كاركرد تاريخى،
23- كاركرد تحوّلى (مبارزاتى)،
24- كاركرد گردشگرى و زيارتى،
25- كاركرد اقتصادى،
26- كاركرد ترغيبى (تشويقى)،
27- كاركرد جبرانى،
28- كاركرد ورزشى،
29- كاركرد تكميلي،
30- كاركرد تأييدى و انكارى،
31- جايگاه گفتمان و مشاوره،
32- جايگاه كتابخانه،
33- جايگاه دعا و نيايش (عبادت) ،
34- جايگاه حكومت،
35- جايگاه وحدت واخوت،
36- جايگاه تشكّل و اجتماع،
37- جايگاه مدرسه، دانشگاه،
38- جايگاه دعوت و بسط رسالت،
39- جايگاه امر به معروف و نهى از منكر،
40- جايگاه گذران اوقات فراغت،
ج- تأسّي از سيره و سنت نبوي در اداره مسجد:
اگر نظري به تاريخ صدر اسلام و سيره و سنت رسول گرامي اسلام (ص) در چگونگي اداره مسجد داشته باشيم، مشخص خواهد كه آن حضرت در استفاده و اداره مسجد تنها به اقامه نماز جماعت بسنده نميكرد. بلكه مسجد را به عنوان پايگاه حكومت اسلامي قرار داده بودند كه تمام امور مربوط حكومتداري را در آنجا رتق و فتق مينمودند. اموري همچون مسائل ديني، سياسي، فرهنگي، نظامي، اجتماعي و.... در مسجد برنامهريزي و هدايت ميشده است.
در ادامه براي تبيين بيشتر موضوع به نمونههايي از اين نوع موارد ذكر شده، اشاره ميشود:
1-«علاوه بر جلسات سخنرانى پيامبر كه معمولاً پس از نماز جماعت برگزار مىشد، كلاسهاى آموزشى نيز در اوقات گوناگون از سوى آن حضرت در مسجد تشكيل مىشد اين كلاسها اختصاص به جوانان و نوجوانان نداشت بزرگسالان و پيرمردان نيز در چنين جلساتى شركت مىكردند. در اين جلسات مسايل گوناگونى به مسلمانان آموزش داده مىشد در راستاى اين آموزشها مباحث اعتقادى و آموزش مبانى ايمان به خداوند در شمار اولين مسايلى بود كه به مسلمانان به ويژه آنان كه تازه به آئين اسلام گرويده بودند آموزش داده مىشد.»
2-«در سال هشتم هجرى نيز پس از آن كه مكّه توسط مسلمانان فتح شد، پيامبر اسلام(ص) بىدرنگ «معاذ بن جبل» و «ابوموسى اشعرى» را مأمور كرد تا در مسجدالحرام به مردم مكّه، قرآن، فقه و ديگر مسايل دينى را آموزش دهند. شور و نشاط علمى حاكم بر «مسجدالنّبى» تا سالها پس از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ادامه داشت.»
3-«تلاوت و خواندن قرآن نخستين و سادهترين روشى بود كه پيامبر اسلام از مسجد آغاز كرد. پيامبر اسلام(ص) از طريق تلاوت قرآن هم به ابلاغ رسالت مىپرداخت و هم هدف دعوت مشركين به اسلام را مدنظر داشت.»
4-«آموزش به تازه مسلمانان يكى از جلوههاى كار فرهنگى پيامبراسلام(ص) در مسجد بود. افراد تازه مسلمان با آنكه قصد گرويدن به اسلام را داشتند، به آموزشهاى ويژهاى نيازمند بودند. اينان معمولاً با حضور در مسجد پيامبر آموزشهاى لازم را فرا مىگرفتند و در مسجد به طرح پرسشها و شبهاتى كه در ذهن داشتند مىپرداختند. گاهى هم در باره رمز و راز احكام و عبادتها از پيامبر(ص) سؤال مىكردند و آن حضرت با صبر و بردبارى به پرسشهاى آنان پاسخ مىگفتند.»
5-«پيامبراسلام (ص) محيط مسجد را كاملاً يك محيط فرهنگى مىدانستند تا جايى كه در حضور آن حضرت و با اجازه ايشان مسابقه شعر و سخنرانى در مسجد برگزار مىشد و پيامبر(ص) ضمن ابراز خرسندى از اين كار، با حوصله و بردبارى كامل با چنين مسايلى برخورد مىكردند.»
6-«شواهد تاريخى نشان مىدهد كه پيامبر(ص) و ياران آن حضرت از مسجدالحرام در راستاى تبليغ و ترويج انديشههاى دينى بهرهدارى مىكردند. كعبه و مسجدالحرام از ديرباز جايگاه گردهمايى مردم بود. مشركان قريش، بازرگانان و مسافرانى كه از اطراف مكه به اين شهر مىآمدند، پيش از اسلام نيز برپايه اعتقادات خاص خود براى پرستش بتها و يا طواف خانه خدا، گرد كعبه و در مسجدالحرام حضور مىيافتند. پيامبر(ص) از اين فرصتها براى تبليغ آيين توحيد و يكتاپرستى سود مىجست.»
7-«پيامبر اسلام به عنوان نخستين معلم در مسجد امر تعليم و تربيت را شروع كرد و در ابتداى كار جهت بيان اهميت و نقش تعليم و تربيت و رواج و گسترش اين طرز فكر در ميان جامعه اسلامى فرمود: هر كس به منظور ياد دادن و ياد گرفتن وارد مسجدى شود مانند مجاهدى است كه در راه خدا نبرد مىكند.»
8-«در متون تاريخى آمده است كه پيامبر(ص) براى اتخاذ مواضع مناسب در جنگ بدر، در يكىاز مساجد اطراف مدينه به نام مسجد " عرِق الظُبيةَ" با اصحاب به مشورت پرداخت همچنين براى رفتن به جنگ احد در مسجد مدينه با مسلمانان به تبادل نظر همت گماشت.»
9-«فرمايش امام علي (ع): اگر بناچار قرار است با من "بيعت" كنيد پس در "مسجد"! كه همانا "بيعت" با من نبايد بطور مخفى و پنهانى باشد، بلكه بايستى با رضايت مسلمين و در ملأ عام و اجتماع مسلمين انجام گيرد، پس در حاليكه بر مىخاست و مردم دور او بودند وارد مسجد شد و مسلمانان به سوى او هجوم آوردند و با او بيعت كردند.»
10-«پيغمبراسلام (ص) فرستادگان را در مسجد مىپذيرفت و در آنجا به كارها رسيدگى مىكرد و براى مسلمانان در باره سياست دين سخن مىگفت.
11-«ابن عباس» مىگويد: در حالى كه رسول خدا(ص) در مسجد خطبه نماز جمعه مىخواند ناگهان مردى خدمت رسيد و گفت: حدّ را بر من جارى كن.
12-«امام صادق (ع) به «ايان بن تغلب» فرمود: اجْلِسْ فى مَسْجِدِ الْمدينه وافْت الناسَ فَاِنّى اُحِبُّ اَن يُرى فى شيعَتى مِثْلُكَ؛ ترجمه: در مسجد مدينه بنشين و در مسائل دينى و قضائى حكم صادر كن، بدرستى كه من دوست دارم افرادى مانند تو در بين شيعيانم ديده شوند.»
13-«در «سيره ابن هشام» درباره زندانى شدن «دختر حاتم طائى» چنين مىخوانيم:فجعلتْ بِنْتُ حاتَم فى حظيرة ببابِ المسجِد، كانتِ السَّبايا يُحْبسَ فيها.»
14 «بعد از جنگ جمل، امام علي (ع)، غنايم جنگى را به مسجد بصره فرستاد تا در آنجا حفظ و نگهدارى شود. «پيدرسن» با استفاده از اطلاعات مورّخين اوليه اسلام مىنويسد كه: «نتيجه جنگها و برخوردهاى نظامى معمولاً در مساجد اعلام مىشد و مشاوران جنگى در مسجد حضور داشتند. دستورها و فرامينى كه در رابطه با جنگ صادر مىشد، از طرف فرمانده نظامى يا حاكم اعلام مىگشت.»
15-«اصولاً چگونگى عزيمت سپاهيان اسلام به جبهههاى نبرد، در مواردى كه اعزام سپاه آشكارا انجام مىگرفت، چنين بود كه آنان پس از حضور در مسجد و بجاى آوردن نماز، در ميان بدرقه مسلمانان، شهر را ترك مىگفتند. مردم تا جايى به نام «ثنيّة الوداع» (دروازه وداع) سربازان اسلام را بدرقه مىكردند. آنگاه لشكريان در اردوگاهى نظامى به نام« جُرف» كه تا مدينه آن روز سه ميل (يك فرسنگ) راه بود، اقامت مىنمودند.حتّى در بازگشت از جنگها نيز توجّه خاصّى نسبت به «مسجد» وجود داشت. پيامبر(ص) همواره هرگاه از جنگ بر مىگشت، ابتدا در مسجد حضور مىيافت و در آنجا دو ركعت نماز مىگزارد.
16-«گروهى از مستمندان مسلمان در مسجد زندگى مىكردند، و از كمكهاى مالى پيامبر(ص) و ديگر مسلمانان بهرهمند مىشدند. اين گروه كه قريب 400 تن از اصحاب پيامبر(ص) را تشكيل مىدادند، به دستور آن حضرت در بخشى از مسجد كه مسقف بود سكنى گزيده بودند، و ضمن اقامت در آنجا قرآن مىآموختند، روزه مىداشتند و به جنگ مىرفتند.»
17-«نخستين بيمارستان در تاريخ اسلام همان خيمهاى بوده است كه پيامبر خدا(ص) هنگام جنگ خندق براى درمان زخميان در مسجد خويش در مدينه برافراشت، و زنى به نام رفيده را براى رسيدگى به حال مجروحان برگماشت.»
18-«در روايات آمده است كه «كعب بن زهير» براى پيامبر عاليقدر اسلام(ص) در مسجد قصيدهاى بهنام «بِاَنْت سُعادِ» سراييد و به همين بابت از عقوبتى كه بر او بود عفو طلبيد كه به همين لحاظ مهدورالدم بودن او محقون الدم گرديد و حضرت «بَرد» خويش را به وى صله بخشيد.»
19-«در صحيح بخارى آمده است: «مالى را از بحرين براى رسولخدا(ص) آورده بودند. آن حضرت فرمود: آن را در مسجد توزيع كنيد. و اين بيشترين مالى بود كه در اين مدت براى پيامبر(ص) آورده بودند. آنگاه رسولخدا(ص) براى اداى نماز به مسجد آمد. پس در كنار آن مال نشست و هيچ كس نبود مگر اينكه پيامبر(ص) چيزى از آن مال را به او بخشيد.»
20-«به علاوه مسجد، رسماً محل ملاقات و گفتگوهاى آن حضرت با هيئتهاى سياسى بود. در محل مسجدالنبىّ مكانى به نام «اسطوانةالوفود» وجود داشت كه تا به امروز نيز جايگاه آن معلوم و مشخص است. پيامبر(ص) در اين مكان به گفتگو با هيئتهاى اعزامى از سوى قبايل و طوايف گوناگون مىپرداختند. شمار اين هيئتها به ويژه پس از فتح مكه كه مسلمانان اقتدار و شوكت بيشتر مىيافتند، رو به فزونى گذاشت.»
د- برخورداري واژه امام از جامعيت لازم:
انتخاب اين واژه نه تنها اقدامي بسيار مناسب و زيبنده ميباشد بلكه داراي همخواني و همراستايي با انتظاراتي است كه جامعه اسلامي از امام مسجد داشته و نيز وظايفي (البته غيرمكتوب) است كه براي ايشان (بر اساس تعاريف و تعابيري كه براي جايگاه امام در آموزههاي ديني وارد شده است و به هيچ عنوان نيز قابل اغماض و چشم پوشي نميباشد) متصّور و لازم الاجراست. براي تنوير بيشتر و شفافتر افكار و اذهان خوانندگان موارد ذيل در اين خصوص قابل تأمل و دقت نظر ميباشد:
با نگاهي دوباره و توجه ويژه به توضيحاتي كه در بحث جماعت در قسمت تعريف مفاهيم اين نوشتار ارائه شده است اگر براي واژه امام به هر دو لفظ عنايت شود متوجه خواهيم شد كه جماعتي كه امام به عنوان پيشوند آن به كار گرفته ميشود نميتواند بار معنايي جامع آنگونه كه از آن انتظار ميرود را تحت پوشش قرار دهد.
اگر منظور از جماعت را گروهي از مردم بدانيم كه در مسجد حاضر ميشوند، حال اين جماعت چه براي اقامه نماز (جماعت) باشد و يا براي ديگر برنامهها و يا فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي و يا هر مراسم ديگر، چنين كاربردي نميتواند جامعيّت لازم را در معناي جماعت مسجد داشته باشد. زيرا جماعت مسجد فقط شامل كساني كه به هر نحوي از انحاء مختلف در مسجد حضور پيدا ميكنند نيست. اگر پندار فوق را بپذيريم دچار بخشينگري و ديدي سطحي شدهايم. زيرا جماعت مسجد معنايي بسيار وسيعتر و گستردهتر دارد. كه نه تنها خود اهالي مسجد كه در آن رفت و آمد دارند را شامل ميشود بلكه تمامي كساني كه در مجاورت و همسايگي و محدوده حريم مسجد هستند را نيز شامل ميشود.
بر اساس روايتي از امام علي (ع)، حريم مسجد٤٠ زراع از همه طرفها و سمتهاي مسجد ميشود ٤٠ ذراع تقريباً ٥٠٠ متر اطراف مسجد در تمامي جهات ميشود: حضرت ايشان فرمودهاند: "حريم المسجد اربعون ذراعاً و الجوار أربعون داراً من أربعة جوانبها؛" ترجمه: حريم مسجد، چهل ذراع است و چهل خانه از چهار طرف همسايه مسجد است."
در اين حريم و محدوده چه بسا افرادي هستند كه در مسجد حضور پيدا نميكنند ولي جزو جمعيت جماعتي محسوب ميشوند كه در حريم و محدوده آن قرار ميگيرند و مديران مسجد بايد در برنامهريزيهاي فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي اين افراد را مدّ نظر قرار دهند.
در ارتباط با لزوم توجه ويژه و تعامل متقابل و دوسويه بين اهالي مسجد، مجاورين و ساكنان در حريم مسجد، روايات زيادي وارد شده است كه بيانگر ارتباط و حضور مستمر مردم با مساجد دارد. و در صورتي كه عذري شرعي و يا قابل قبول وجود نداشته باشد اقامه نماز در مساجد را ضروري دانستهاند. حاكميت و ترويج اين نوع نگاه در بين جامعه موجب خواهد شد تا حلقه ارتباط و اتصال بين مساجد و آحاد جامعه مستدام و دائمي برقرار بوده و تعاملي مثبت و سازنده در راستاي ترويج دينمداري در تمام سطوح و لايههاي جامعه كه شكل ايدهآل و غايي آن ايجاد جامعهاي سالم و معنويتگرا و ارزشمدار ميباشد ايجاد گردد. در ادامه به تعدادي روايتهاي وارده در اين ارتباط با هدف توضيح بيشتر موضوع اشاره ميشود:
- پيامبر گرامي اسلام (ص):
- حضرت امام علي (ع):
1-"ليس لجار المسجد صلاة اذا لم يشهد المكتو بة فى المسجد اذا كان فارغاً صحيحاً؛" ترجمه: اگر همسايه مسجد فارغ بال و سالم باشد و نماز را در مسجد اقامه نكند نماز او تمام و كامل نيست."
2-"من وقر مسجداً لقىالله يوم يلقاه ضاحكاً مستبشراً و أعطاه كتابه بيمينه؛" ترجمه: كسى كه حرمت مسجد را نگاه دارد، روز قيامت خداوند او را با چهرهاى خندان و شادمان ملاقات مىكند و خداوند نامهاش (نامه اعمالش) را به دست راستش مىدهد."
- حضرت امام صادق (ع):
١- "عن جميل بن صالح انه سأل اباعبدالله(ع) ايهما افضل؟ يصلى الرجل لنفسه فى اول الوقت او يؤخرها قليلاً و يصلى بأهل مسجده اذا كان امامهم؟ قال: يؤخر و يصلى باهل مسجده اذا كان الامام؛" ترجمه: جميل بن صالح از امام صادق(ع) سؤال كرد: كدام يك از اين دو افضل است: انسان در اول وقت نمازش را بخواند يا مقدارى نماز را تأخير بياندازد تا با اهل مسجد جماعت نماز بخواند، زمانى كه مسجد امام جماعت دارد؟ حضرت فرمود: نماز را به تأخير بياندازد، با اهل مسجد نماز بخواند، زمانى كه مسجد امام جماعت دارد."
٢- "شكت المساجد الى الله تعالى الذين لا يشهدونها من جيرانها، فاوحى الله اليها و عزتى و جلالى لاقبلت لهم صلاة واحدة ولا أظهرن لهم فى الناس عدالة ولانالتهم رحمتى و لاجاورونى فى جنتى؛" ترجمه: مساجد، از همسايگان خود كه در مسجد حاضر نمىشوند، به خداوند شكايت بردند. خداوند متعال به مساجد وحى فرمود: به عزت و جلالم سوگند كه يك نماز از آنان را قبول نخواهم كرد، در ميان مردم عدالتى را از آنان آشكار نمىسازم، رحمت من شامل آنان نشود و از همسايگى من در بهشتم محروم خواهند بود."
٣- "لا صلاة لجار المسجد الاّ فى المسجد الاّ ان يكون به عذر او به علّة فقيل: و من جار المسجد يا أميرالمؤمنين؟ قال: من سمع النداء؛" ترجمه: نماز همسايه مسجد (چنانچه عذر يا بيمارى نداشته باشد) بجز در مسجد مقبول درگاه الهى نخواهد بود. از آن حضرت سؤال شد: همسايه مسجد چه كسى است؟ فرمود: كسى كه صداى اذان را بشنود."
ه - همخواني با حريم شرعي تعيين شده براي مسجد :
با در نظر گرفتن حريم٤٠ ذراع (بر اساس روايت وارده) و بر اساس تفاسير و شرح وظايف تبيين شده براي امام مسجد، حريم و محدوده نفوذ معنوي و هدايت و نظارت ايشان بر اساس نوع فعاليت و نيز تنوع مخاطبان به سه منطقه تقسيم ميشود:
1- حلقه اول حوزه دروني، اصلي و شبستان (فضاي عبادي و مناسكي) با كاركرد غالب امور عبادي و مناسكي كه بيشتر حوزه خودسازي معنوي منطقه عبادت و راز و نياز است. در شبستان مسجد علاوه بر انجام امور عبادي، بخشي از فعاليتها و برنامههاي ديني و فرهنگي متناسب با شأن و جايگاه مسجد در آن انجام ميپذيرد. اما عمده فعاليت و برنامههاي اجرايي در آن امور عبادي و مناسكي ميباشد.
2-حلقه دوم حوزه زياده و محيط فرعي بيروني و پيراموني مسجد (فضاي فرهنگي و تبليغي): فضاي فيزيكي اين حلقه نيز مانند حلقه اول جزو املاك و اموال مسجد بوده و مسجد، نظارت مستقيم همراه با حق دخل و تصرف در آن دارد. در اين حلقه فعاليت و اقدام فرهنگي تبليغي و هنري (بروز كاركردهاي مختلف مسجد) تقويت انديشه و بسط علم و ارتقاء آگاهيهاي معارف اسلامي و علوم اسلامي صورت ميپذيرد. اگر چه اين كاركردها در راستاي تقويت كاركرد عبادي است ولي دراين فضا اعمال عبادي و مناسكي به ندرت انجام ميشود در اوايل بناي مسجد بسياري از فعاليتهاي ديني در داخل شبستان انجام ميگرفت و (انتخاب ستونهاي داخل شبستان براي امور مختلف مؤيد اين ادعاست) اما به تدريج با گسترده تر شدن حجم فعاليتهاي اجرايي توسط مساجد و نيز افزايش مخاطبان، مراكزي در اطراف مسجد ايجاد شد كه اين نوع فعاليتها به آنجا منتقل شد اما همچنان شبستان مسجد به عنوان محور عبادي، كاركرد اصلي خود را كه همانا انجام امور عبادي و مذهبي است حفظ نمود.)
توضيح: زياده (توسعه): واژه «زيادة» از فعل زاد، به معنى افزودن و توسعه يافتن، گرفته و مشتق شده است. در معمارى، زيادة به معنى يك بخش الحاقى و ساختمان جدا، به يك بناى موجود است. ما بندرت در باره يك بناى الحاقى، زمانى كه توسعه در سطح (به عنوان يك طبقه) باشد، صحبت مىكنيم. ممكن است زياده خارجى باشد، يعنى با استفاده از فضاى بيرون ساختمان؛ يا داخلى باشد يعنى يك ساختمان تكميلى، بدون نياز به توسعه مجموعه، در داخل حياط از لحاظ معمارى، بيشتر الحاقات مهم به مسجد نخستين مربوط است. يك عامل ساده، يعنى نياز مسلمانان به فضايى بيشتر براى نماز جماعت و خطبه جمعه، منجر به پيدايش يك بناى الحاقى مي شود. چنانكه مىدانيم نماز ظهر جمعه بايد به صورت گروهى باشد و مسجد جامع (بزرگ، جمعه) براى اين منظور است. با افزايش عده مسلمانان، ناگزير، بسيارى از مساجد جامع نسبت به ساختمان اوّليه توسعه مىيافتند.
3- حلقه سوم حوزه جغرافيايي معنوي و غير تمليكي مسجد. اين فضا اگر چه از نظر مادي در تملك مسجد نبوده و جزو اموال عمومي و شخصي ميباشد. ولي اين فضا از نظر مادي متأثر از فضاي معنوي و نوراني مسجد ميباشد. قرار گرفتن اين محدوه جغرافيايي جزو فضاي معنوي و روحاني مسجد به خاطر نقش مستقيم و غير مستقيمي است كه مسجد در ترويج و نهادينه سازي معنوي دينمداري در اين محيط ميتواند ايفاء نمايد. همانطور كه قبلا اشاره شد بر اساس روايت وارده حريم مسجد ٤٠ ذراع بوده و تنها محدود به خود و حتي مجاور نزديك آن مسجد نميشود، به همين دليل امام مسجد بايد در برنامهريزي و تدارك فعاليت هاي ديني و تبلغي معنويتساز، اين حريم را رعايت كرده و به تناسب مخاطبان و عامّه مردم ساكن و غير ساكن ( كسبه، بازاريان، اصناف، ادارات، مراكز آموزشي و ...)كه حضوري فعال در اين منطقه دارند، برنامههاي مختلف اين حلقهها را مد نظر قرار دهد.
نوع تعامل و ارتباط متقابل مسجد با اين حلقه، دوطرفه و مستقيم ميباشد. همچنانكه در روايات آمده است كسي كه در حريم مسجد باشد و بدون هيچ دليلي نماز را در مسجد اقامه ننمايد مورد سرزنش و نكوهش قرار ميگيرد و بايسته است كه اهالي توجه ويژه به مسجد داشته باشند، امام مسجد نيز بايسته است به عنوان هادي و راهبر مسجد، اهالي حاضر در محدوه اين حريم را به عنوان مخاطبان مسجد همواره مدنظر قرار داده و براي آنها نيز برنامههاي ويژهاي تدارك ببيند.
بر اساس اين تحليل وقتي صحبت از جماعت مسجد ميشود صرفاً اين جماعت تنها به معني مردم اقامه كننده نماز يوميه و حاضر در مسجد نميشود بلكه تمام جماعت مسلمان و حتي غير مسلمان كه در حريم مسجد زندگي ميكنند را نيز شامل ميشود.
پس اگر بگوييم امام جماعت مسجد، در خصوص جماعت مسجد دچار بخشينگري شده و جماعت زيادي از اهالي مسجد را خواسته و ناخواسته از حوزه مسجد حذف مينماييم. و يكي از اشكالات اساسي نيز در ناقص بودن لفظ امام جماعت مسجد نيز همين نكته مهم ميباشد كه اين لفظ نمي تواند گوياي واقعيت موجود و جامعيت و فراگيري لازم در خصوص امام مسجد، باشد.
ه- تنوع و تكثر مخاطبان مسجدي:
با عنايت به اينكه از عمده دلايل بناي مسجد حضور فعال مؤمنان و مسلمانان به اين مكان مقدس براي يادگيري آموزههاي ديني، هدايت و گام نهادن در مسير كمال و تعالي ميباشد. به همين دليل مخاطبان و اهالي مسجد جايگاه ويژهاي در رونقبخشي و فعال سازي آن دارند. اهالي و مخاطبان مسجد بر اساس ميزان حضور و نيز نوع فعاليت به انواع زير تقسيم ميشود:
1- مخاطبين خاص(هدف): مخاطبين خاص كساني هستند كه بخشي از اوقات خويش را در مسجد سپري نموده و مسجد را به عنوان محلي براي انجام بخشي از فعاليتهاي عبادي و مناسكي و نيز فعاليتهاي مذهبي برميگزينند. اين افراد حداقل در چند برنامهي روزانه، هفتگي و يا ماهانه تدارك شده توسط مسجد، شركتي فعال دارند. نوع ارتباط و تعامل دو سويه آنها با مسجد بسيار نزديك و تنگاتنگ ميباشد.
مخاطبين خاص بر اساس ميزان حضور و نيز نوع مسئوليت و انجام وظايف محوّله مخاطبان به دو گروه تقسيم ميشود:
الف- مخاطبين خاص (وابسته) شامل منابع انساني و اعضاء رسمي تشكيلات مسجد: (هيئت امناء، مديران و مسئولان كانون، مسئولان بسيج و مسئولان واحدهاي مختلف وابسته به مسجد) اين افراد تنها با انگيزه معنوي ضمن داشتن مسئوليت در بخشهاي مختلف نقش و حضوري فعال، مستمر و نسبتاً گسترده در مسجد داشته و جزء اهالي دائمي و تأثيرگذار مسجد محسوب ميشوند و از اين حيث جزو مخاطبين خاص مسجد محسوب ميشوند.
ب- مخاطبين خاص (غير وابسته) شامل اعضاء غير رسمي و غير تشكيلاتي مسجد نمازگزاران و شركت كنندگان در برنامههاي مختلف عبادي، فرهنگي و تبليغي، اجتماعي و ... اين افراد حداقل در چند نوبت و يا چند روز در هفته به عناوين مختلف در مساجد حضوري فعال داشته و جزو اقامهكنندگان نماز جماعت محسوب شده و يا حضوري نسبتاً گسترده و موثر در برنامهها و فعاليتهاي اجرايي در سطح مساجد دارند.
2- مخاطبين عام (بالقوه): شامل كليه افرادي است كه متأثر از خدمات (معنوي و اخروي) هستند كه توسط مساجد ارائه ميشود. اين افراد يا ساكن در حريم مسجد بوده و يا به نحوي از انحاء مختلف ولو به ميزان بسيار كم علاقمند به بهرهمندي از اين خدمات بوده و يا ناخواسته تحت تأثير اين خدمات قرار ميگيرند. مخاطبين عام نيز در دو دسته قابل تفكيك ميباشند:
الف- مخاطبين عام (هدف): افرادي هستند كه در طول سال حداقل در چند نوبت به خصوص در ايام مناسبتهاي مذهبي و يا ملي در مساجد حضور پيدا ميكنند. ايّامي چون: محرم، صفر، رمضان، شبهاي احياء، ميلاد و وفيات پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع) و نيز مناسبتهاي ملي و يا مراسم ترحيم و نيز براي اقامه نماز جماعت يا مناسك عبادي، مذهبي، تبليغي، فرهنگي، سياسي ( انتخابات) و ... شركت مينمايند اگر چه ميزان تعامل آنها با مساجد بسيار كم ميباشد ولي به هيچ عنوان ارتباط كاملاً قطع نشده و به تناسب زمان و شرايط و فضاي تبليغاتي و ديني حاكم و نيز هر زماني كه شرايط حضور آنها در مساجد فراهم گردد داوطلبانه در آن حضور مييابند.
ب- مخاطبين عام (آزاد): اين مخاطبان افرادي را شامل ميشود كه اگر چه در حريم مسجد زندگي ميكنند ولي به دلايل مختلف از جمله: سالخوردگي،ناتواني جسمي و معلول بودن، غير مسلمانان و پيروان اديان ديگر و يا به دليل اختلاف نظر يا سليقه با مسئولان مسجد و ... اصلاً در مسجد حضور نمي يابند. و كاملاً ارتباط آنها با مساجد قطع ميباشد.
توضيحات:
1-امام مسجد وظيفه دارد كه كليه اين مخاطبان مورد اشاره را تحت پوشش و حمايت معنوي و روحاني خويش قرار دهد و ايشان نبايد تنها به مخاطبين خاص توجه نمايند، يعني كساني كه تنها در مساجد حضوري فعال دارند. در اين صورت ايشان دچار بخشينگري شده و بخش اعظمي از مخاطبان مسجد را ناديده خواهد گرفت كه اين امر با اصل وظايف ذاتي امام مسجد در تناقص ميباشد.
2- يكي از مهمترين وظايف امام مسجد ايجاد وفاق اجتماعي در محل ميباشد. اجتماعي كه از افراد مختلف و با سليقه ها و نظرات و ديدگاههاي مختلف تشكيل شده است و لازمه وفاق و همدلي با همه افراد جامعه برقراري ارتباط و تعامل با آنان است و اين امر ميطلبد كه همه مردم از تمام اقشار و طبقات اجتماعي و تحصيلي و صنفي مخاطب مسجد محسوب شوند.تا در اين ارتباط به وجود آمده همدلي و وفاق صورت پذيرد.
3- يكي از صفات پيامبر(ص) علاوه بر امامت جماعت مسجد ، طبيب الدوار بودن ايشان بوده است. با توجه به اينكه يكي از شيوههاي موثّر تبليغي (طبيبالدوّار) پيامبر گرامي اسلام(ص) به عنوان الگو براي تبليغ و ترويج مفاهيم ديني استناد شده، شايسته است امام مسجد تنها به حضوردر مسجد و برنامهريزي تبليغي و فرهنگي براي جماعت حاضر در مسجد بسنده نكند و با عنايت به تأثيرگذاري زياد اين روش در جامعه بهويژه در بين قشر جوان بيشتر به اين مهم پرداخته شود. اميرمؤمنان على(ع) در وصف پيامبر اعظم(ص) در نهجالبلاغه مىفرمايد: "طبيب دوّار بطبّه قد احكم مراهمه واحمى مواسمه يضع ذلك حيث الحاجة اليه من قلوب عمى و آذان صمّ والسنة بكم، متتبّع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة؛"
استاد شهيد مرتضي مطهري در اين خصوص مي گويد: "علي(ع) در باره سيره پيغمبر اکرم(ص) ميفرمايد: پيغمبر پزشکي بود براي مردم البته معلوم است که مقصود پزشک بدن نيست ... مقصود پزشک روان و پزشک اجتماع است. “طبيب دوار بطبه” در اولين تشبيه که او را به طبيب تشبيه ميکند و ميخواهد بگويد، روش پيغمبر روش يک طبيب معالج بود با بيماران خودش... پيغمبر اسلام (ص) روشش، روش يک طبيب معالج بود. ولي ميفرمايد: طبيب هم با طبيب فرق ميکند. ما طبيب ثابت داريم و طبيب سيّار. يک طبيب، مطبي باز کرده، تابلويش را هم نصب کرده و در مطب خودش نشسته، هر کس آمد به او مراجعه کرد که مرا معالجه کن، به او نسخه ميدهد، کسي هم که مراجعه نکرد به او کاري ندارد. ولي يک طبيب، طبيب سيّار است، قانع نيست به اين که مريضها به او مراجعه کنند، او به مريضها مراجعه ميکند و ميرود سراغ مريضها. پيغمبر اسلام (ص) ميرفت سراغ مريضهاي اخلاقي و معنوي. در تمام دوران زندگياش کارش اين بود. مسافرت به طائف براي چه بود؟ اساساً در مسجدالحرام که ميرفت سراغ اين، سراغ آن، قرآن ميخواند، اين را جلب ميکرد، آن را دعوت ميکرد براي چه بود؟ ... پيغمبر از فرصت استفاده ميکرد. ميرفت در ميان آنها..."
و- بهكارگيري واژه امام براي مسجد توسط پيشوايان ديني :
بر اساس تحقيق به عمل آمده، واژه امام براي مسجد اولين بار توسط نبيمكّرم اسلام(ص) بهكار گرفته شده است. مويّد اين ادّعا روايت مستندي است كه از سوي آن حضرت بيان شده است: "افضل الناس فى المسجد الامام ثم الموذّن ثم من على يمين الامام؛" ترجمه:
با استناد به روايت شريف فوق مشخص ميشود كه لفظ امام براي مسجد در صدر اسلام و توسط پيامبر گرامي اسلام(ص) معمول و مرسوم بوده است. آن حضرت در جايي ديگر ميفرمايند: «ِانّ الله وَعد أن يَدخُلِ الجنه ثَلاثَه نَفور بِغيرِ حِساب َو شَفيعُ كُلّ واحِد مِنهُم في ثَمانينَ اَلفا، اَلمؤذّن و الاِمام و رَجُل يَتوضّا ثُمّ يَدخُلِ المَسجد فَُيصَلّي فِي الجَماعة؛
همچنين روايتي كه در بالا از حضرت امام صادق (ع) اشاره شده است كه آن حضرت در پاسخ سئوال "جميل بن صالح" كلمه امام را براي مسجد ذكر فرمودهاند: يُؤخِّر وَ يُصَلّى بِاَهلِ مَسجده اِذا كانَ الامام؛ ترجمه: جميل بن صالح از امام صادق(ع) سؤال كرد: كدام يك از اين دو افضل است: انسان در اول وقت نمازش را بخواند يا مقدارى نماز را تأخير بياندازد تا با اهل مسجد جماعت نماز بخواند، زمانى كه مسجد امام جماعت دارد؟ حضرت فرمود: نماز را به تأخير بياندازد، با اهل مسجد نماز بخواند، زمانى كه مسجد امام دارد.
با استناد به روايات شريف فوق مشخص ميشود كه به كارگيري لفظ امام براي مسجد در صدر اسلام و توسط پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمهمعصومين (ع) معمول و مرسوم بوده است.
نتيجه گيري :
1-بنابراين، همچنانكه پيامبرگرامي اسلام (ص) در انجام رسالت تبليغاتي خويش از هر فرصتي استفاده مينمود و حتي آن حضرت خود به دنبال افراد ميگشت تا آنها را به دين مبين اسلام دعوت نمايد و منتظر نبود تنها ديگران براي آشنايي با دين اسلام به او مراجعه نمايند. در راستاي عملي نمودن شيوه و سنّت نبي اکرم اسلام(ص) ما نيز شايسته است به دنبال بسترها و زمينههاي تبليغي موجود و جديد باشيم. امام مسجد به عنوان كسي كه وظيفه هدايت و رهنمونسازي جامعه اسلامي را در محدوده مسئوليت خويش دارد، بايسته است با بهرهمندي از اين شيوه بسيار مهم تبليغي رسول گرامي اسلام(ص) به عنوان طبيبي دوّار در حوزه جغرافيايي مسجد (٤٠ ذراع) به دنبال تبيين مفاهيم و آموزههاي ديني و نيز شناسايي و درمان بيماران روحي و رواني باشد تا از اين طريق ضمن انجام احسن يكي از وظايف ذاتي خويش نسبت به از بين بردن ناهنجاريها و انحرافات اجتماعي اهتمام ويژه در سالمسازي فضاي معنوي مسجد فراهم سازد.
2-مسجد تنها نهاد ديني است كه علاوه بر اينكه در ميان جامعه اسلامي از جايگاه بسيار والايي برخوردار ميباشد،از تنوع بسيار زيادي نيز در حيطه وظيفه ذاتي و عملكردي برخوردار ميباشد. به همين دليل لازم است آنچنان تعريف جامع و كاملي از عنوان مديريت آن ارائه نماييم تا دچار بخشينگري در انجام وظايف محوله نگردد. بنابراين لازم است امام مسجد از اين تنوع و تكثر كاركردها متناسب با شرايط خاص فرهنگي و اجتماعي و هنجارهاي حاكم بر جامعه به خصوص در حريم مسجد بهرهگيري و استفاده به عمل آورد.
3-فراگير نمودن حوزه فعاليت و برنامههاي تدارك ديده شده براي مسجد و نيز به روزآمدي و متناسبسازي آنها (استفاده از تكنولوژي نوين اطلاعاتي و ارتباطي بهويژه فضاي مجازي و شبكه سايبر ميتواند نقش زيادي در چابكسازي و سرعت، دقت و سهل الوصول شدن ارتباط و تعامل بين مساجد و مردم ايفاء نمايد) با شرايط فرهنگي و اجتماعي حاكم بر محل توسط امام مسجد، ميتواند زمينه كارآمدي و ايفاي نقش بيش از پيش در فعاليتهاي مختلف در محيط هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي وحتي اقتصادي جامعه براي مسجد را در پي داشته باشد.
4-مدّ نظر قرار دادن مخاطبان خاص و عام حريم مسجد و ارتباط بسيار تنگاتنگ و صميمانه با آنها از عوامل موفقيت براي امام مسجد ميباشد و همين امر سبب خواهد شد تا مردم نوعي احساس يگانگي و مسئوليتپذيري در اداره مساجد داشته باشند.
5-بايسته است امام مسجد، برنامهريزي هدفمند و اتخاذ سازوكار مناسب جهت هماهنگي و همخواني سطح انتظارات جماعت مسجدي و غيرمسجدي از خود و مسجد (مخاطبان خاص و عام) داشته باشد. راهكارهاي كارآمد جهت پاسخگويي منطقي و جدي به توقعات ساكنان و مجاوران مسجد را فراهم نمايد.
6-بكارگيري واژه كامل و جامع (امام) براي مسجد زمينهاي براي متنوعسازي فعاليتها و برنامههاي اجرايي در مساجد و توجه به سلائق و ذوق مخاطبان (خاص و عام) و نيز مدنظر قرار دادن شرايط عمومي و اختصاصي آنها خواهد شد.
پشنهادها:
1-اتخاذ سازو كار مناسب جهت تبيين بيشتر اين بحث و انجام كار تحقيقي و پژوهشي هدفمند با بهرهگيري از مستندات تاريخي و روايي.
2-احياء و روزآمد سازي كاركردها و فعاليتهاي ديني با محوريت امام مسجد بر اين اساس هر فعاليت جديد و نو كه در حوزه ديني اتفاق ميافتد با توجه به ظرفيت بسيار بالاي مسجد بستر اجراي آن را در مساجد تعريف كنيم.
3- تشكيل كميتهاي كاري براي بررسي امكان عملياتي شدن اين پيشنهاد و در صورت مثبت بودن نتايج بحث در اين كميته، چگونگي اجرا و مقام رسمي ابلاغ كننده براي بكارگيري واژه "امام مسجد" تعيين گردد.
پي نوشت:
- لغتنامه الرائد، ج1، ص، 267.
- شيخ مفيد، النکت الاعتقاديّة، ص53.
- عميد حسن، فرهنگ فارسي، تهران، انتشارات اميركبير، جلد سوم، چاپ هفدهم، ص 2242.
- قرآن كريم (ترجمه الهي قمشهاي)، سوره كهف، آيه 21.
- صادقپور ابوالفضل و... ، نظرية سازمان مديريت و...، مركز آموزش مديريت دولتي، چاپ هفتم، تهران، 1374.
- موظف رستمي محمد علي، آيين مسجد، انتشارات گويه، جلد سوم، چاپ دوم، ص 20.
- ابوالقاسمى محمدجواد و ... ، تبيين جايگاه مسجد در نظاماسلامى، ص 11.
- لغتنامه الرائد، ج1، ص625.
- دهخدا علي اكبر، لوح فشرده، حرف ج، موسسه دهخدا.
- سايل الشيعه، ج5، ص 373.
مستدرك الوسائل، ج1، ص 488.
- كنزالعمّال، ج 7، ص 581.
الاحتجاج، ص 358 (سيماى مسجد، ج2، ص 263.
- كنز العمّال، ج7، ص .652
- جامع الاحاديث الشيعه، ج 4، ص 450.
- وسائل الشيعه، ج 5، ص 394.
- امالى طوسى، ج2، ص 307 (وسائلالشيعه، ج3، ص 480).
- تقدسى نيا، خسرو، مسجد در آئينه قرآن و روايات، ص 96.
- رضائي علي، جايگاه مسجد در فرهنگ اسلامي، نشرموسسه فرهنگي ثقلين، قم، سال1382. http://www.jamaran.ir.
- موظف رستمي محمد علي،آيين مسجد، انتشارات گويه، جلد دوم، چاپ دوم، ص 9.
- عباسنيا سعيد، كتابشناسى مسجد، ص 7 و ص 8.
- نوبهار رحيم، سيماى مسجد، جلد2، ص 30.
- ر. ك: به نوبهار رحيم،مسجد نمونه، ص 26 تا 34.
عاملى محمدبن حسن، وسايل الشيعه، ج4، ص 118.
- ر.ك: نوبهار رحيم، سيماى مسجد، ج2، ص 110 تا ص 123.
- همان منبع.
- ابن الجوزى، الوفاء باحوال المصطفى، ج1، ص 182.
- سجادى سيدمهدى، مسجد و تعليم و تربيت، مسجد نقطه وصل ص 243.
- فراهتى عباسعلى، مسجد نخستين پايگاه عبادى سياسى... ، مجله مسجد شماره 18، ص 23 و ص 24.
- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه،/11/9.
- ابراهيم حسن حسن، تاريخ سياسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص 450
- انصارى اسماعيل، نقش و كاركردهاى مسجد، ص 3.
- مستدركالوسايل، چاپ جديد، ج17، ص 358.
- همان منبع.
- مستدركالوسايل، چاپ جديد، ج17، ص 358.
- ابن هشام عبدالملك،السيرةالنبوه،ج4، ص 235.
- مكى سباعى محمد،نقش كتابخانههاى مساجد در فرهنگ تمدن اسلامى،ص 36.
- نوبهار رحيم، سيماى مسجد، ج 2، ص 178 و ص 179.
39- واقدى محمدبن عمر،مغازى (ترجمه محمود مهدوى دامغانى)، ص 155.
40- غنيمه عبدالرحيم، تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى (ترجمه دكتر نورالله كسائى) ، ص340.
- كسائى نورالله (مترجم)، تاريخ دانشگاههاى اسلامى، ص 168.
ر.ك: كامران شرفشاهى كاظم، مسجد پناهگاه و مروج ادبيات اسلامى، ص 3 تا ص 5 .
43- فراهتى عباسعلى، فعاليت مسجد در عصر پيامبر(ص)، مجله مسجد، شماره سى و نهم، ص 56.
نوبهار رحيم، سيماى مسجد، ج2، ص 237 و 238.
- وسائلالشيعه، ج3، ص 484 (بحارالانوار، ج 84، ص 3).
- وسائل الشيعه، ج 3، ص 478.
- همان منبع.
- بحارالانوار، ج 84، ص 16.
- وسائلالشيعه، ج5، ص 388.
- وسائلالشيعه، ج3، ص 479.
- بحارالانوار، ج 83، ص 380 (سفينةالبحار، ج4، ص 75).
- نهج البلاغه ، خطبه 108، ص 101.
- مطهري مرتضي، سيري درسيره نبوي(ص)، چاپ ششم، ص98.
53- كنزل العمال، ج 7، ص 586.
- مستدركل الوسائل،ج1، ص488.
يكشنبه 23 مرداد 1390 - 12:48