كتاب
ضياء آراسته

قصههاي خوب براي بچههاي خوب / قصههاي گلستان و ملستان / جلد هفتم
نگارش : مهدي آذريزدي
تصويرگر : علياكبر صادقي
چاپ و شمارگان : 90 / 5000 نسخه
ناشر : كتابهاي شكوفه وابسته به موسسه انتشارات اميركبير
گداي نابينا و دزد بينوا ، شمردن موي ريش ، فريب روباه ، همنشين بدنام ، حساب سرنوشت ، لوطي انتري و جدال عمو علي با داش علي ، آزادي و آزادگي ، سفر تجربه ، مردي كه يكي را دوتا ميديد ، جاهلانه ، عاقلانه ، چوب كبريت ، شير يا خط ؟ پسر سبزي فروش و همچنين مكتب پالاندوز از عناوين قصههاي كتاب حاضر است .
مهدي آذريزدي در بخش چند كلمه با بچهها بيان ميكند كه مقصود از گلستان كتاب گلستان سعدي است . سعدي شيرازي كتاب گلستان را ، يك سال بعد از نظم بوستان ، در بهار سال 656 هجري در شيراز نوشته است . در اين زمان سعدي 56 ساله بود و چهل سال در شاعري ورزيده ، كه استاد غزل شناخته ميشد و آوازه سخنش در سراسر ايران و ديگر كشورهاي فارسي زبان پيچيده بود . مردي بود بيست سال به سير و سياحت گذرانده ، دنياگشته و جهان ديده ، سرد و گرم چشيده و تجربه اندوخته و به كمال معني رسيده ، و ميخواست حاصل تجربهها و ديدهها و شنيدههاي خود را دركتابي خواندني و ماندني بنويسد ، و گلستان را نوشت . آذر يزدي ادامه مي دهد كه گلستان داراي سبك و شيوهاي تازه و بيسابقه بود . در لفظ از همه آثار موجود فصيحتر و در معني بليغتر . نظم و نثرش پاكيزه و سنجيده بود و مطالب گوناگونش شيرين و پسنديده ، و به زودي در همه جا مشهور شد و كتابش مطلوب و مرغوب و عزيز شناخته شد . اين بود كه از همان روزگار سعدي ، نثر گلستان و شيوه كار سعدي در تنظيم گلستان مورد توجه همگان قرار گرفت و هر كه در كار شعر و ادب دستي داشت آرزو ميكرد كه يادگاري مانند گلستان بسازد و از آن به شهرت و افتخاري برسد . در طي قرنها بسياري از نويسندگان كوشيدند كتابهايي به شيوه گلستان بنويسند و گاه در نامگذاري هم از آن تقليد كردند اما هيچ كدام از آن كتابها در اين هفتصد سال به اندازه گلستان سعدي مشهور و عزيز نشدند .
نويسنده كتاب قصههاي خوب براي بچههاي خوب يادآور ميشود كه در اين دفتر قصدش اين بوده است كه همراه يكي دو حكايت از گلستان ، قصههايي از ديگر آثار شبيه آنرا نيز بياورد و براي اينكه روشن باشد قصههاي اين كتاب از گلستان تنها نيست آنرا « قصههاي ملستان » ناميده است . مهدي آذريزدي بيان ميكند كه منظور از ملستان كه به معني ميخانه است مجموع آثار شبيه گلستان است كه به همين نام موجود است كه اين كلمه نماينده آنها شده و نيز ميتواند مانند يك كلمه « تابع مهمل » با گلستان همراهي كند .
آذريزدي تاكيد ميكندكه كتابهاي شبيه گلستان بسيار زياد است و او همه آنها را نديده است . آن چند تا هم كه ديده است و در پايان كتاب همه را معرفي كرده همه را خوانده است و از ميان آنها قصههايي را كه بيشتر ميپسنديده قدري سادهتر از اصل آنها نگاشته است . نويسنده كتاب حاضر تاكيد ميكند كه قصههاي گلستان سعدي آنچنان آراسته و پيراسته است كه هرگاه به عبارتي ديگر بازگو شود بر آن حيف ميشود اما بر قصههاي ديگر شايد ستمي نشده باشد .
در قصه « جاهلانه » كتاب حاضر ميخوانيم كه :
" روزي بود ، روزگاري بود . دو تا آدم نادان در صحراي بلخ ميرفتند . راه دراز بود اما از جهالت تا حماقت راه درازي نيست ؛ نادان احمق يا حرفي ندارد يا در گفت و شنيد چيزي براي دعوا پيدا ميكند . وقتي از خاموش ماندن حوصلهشان سررفت يكي به ديگري گفت :« فلان فلان شده ،آخر يك چيزي بگو ، خفه شديم . »
جاهل براي خود زباني دارد كه خام است و زينتش دشنام است . شنونده جواب داد : « به جهنم كه خفه شدي اما اگر حرفي پيدا كردهاي كه تو را قلقلك ميدهد بگو و نترس ، من دارمت ! »
اولي گفت : « نه ، مقصودم اين است كه خودمان را مشغول كنيم و راه را نزديك كنيم . حكايتي ، روايتي ، چيزي بگو ! اما مرا بگو كه از احمقي مثل تو درخواست ميكنم كه حرفي بزني . »
دومي جواب داد : « خوبه ، خوبه ، خواهش ميكنم در دهانت را بگذار كه بوي پياز صحرا را برداشت . »
اولي گفت : « نه تو بميري ، يك چيزي بگوييم كه سرمان گرم شود ، بيا از آرزوي خود حرف بزنيم . »
دومي گفت : « خيلي خوب ، بگو ببينم تو ميخواستي چي داشته باشي ؟ »
اولي گفت : « من آرزو دارم چند تا بز و ميش حسابي داشته باشم كه در اين صحرا بچرند ، از شيرشان بنوشم ، از پشمشان بپوشم . كودشان را بفروشم و به هيچ كس احتياج نداشته باشم و هيچ احمقي مثل تو را آدم حساب نكنم. ...»
قصههاي خوب براي بچههاي خوب / قصههاي گلستان و ملستان / جلد هفتم نگارش مهدي آذريزدي در چاپ سي و يكم خود با شمارگان 5000 نسخه و با قيمت 34700 ريال توسط كتابهاي شكوفه وابسته به انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است .
يكشنبه 3 مهر 1390 - 14:43