فرهنگي و هنري
حسين آرياني
معرفي چند فيلم مطرح سي امين جشنواره فيلم فجر
1- بوسيدن روي ماه (همايون اسعديان)
بوسيدن روي ماه داستان دو خانم مسن احترام سادات و فروغ است که در همسايگي هم زندگي ميکنند، بيست سالي است که انتظار فرزندانشان را ميکشند. بوسيدن روي ماه هشتمين فيلم همايون اسعديان فضايي اجتماعي، واقع گرايانه و ديني دارد و در تداوم فيلم موفق قبلي اسعديان طلا و مس است.
اسعديان که در طلا و مس مضموني ديني را با ظرافت و زيبايي در تار و پود اثر خود تنيد؛ بوسيدن روي ماه را باز هم براساس طرحي از منوچهر محمدي ساخت (که تهيه کننده فيلم هم هست) و فيلمنامه را هم خودش به نگارش درآورد.
شيرين يزدان بخش بازيگري که در سالهاي اخير به سينماي ايران معرفي شده نقش يکي از شخصيت هاي محوري فيلم را بازي کرده است. رابعه مدني ديگر بازيگر اصلي فيلم هم مادر امير شهاب رضويان کارگردان سينماست و اسعديان بازي او را در تله فيلم تابستان عزيز به کارگرداني پسرش ديد و از او براي بازي در اين فيلم دعوت کرد.
فيلمبرداري بوسيدن روي ماه از 18 فروردين 1390 در تهران آغاز شد و پس از 45 جلسه به پايان رسيد. فيلم داراي دو لوکيشن اصلي بود: يکي خانه دو شخصيت محوري و ديگري يک مرکز اداري.
2- خرس(خسرو معصومي)
بازگشت مردي پس از سالها اسارت او را متوجه واقعيتهاي تازهاي ميکند؛ همسر سابقش در غيبت او صاحب خانوادهاي شده و شوهر او حضور اين فرد تازه را برنميتابد.
خسرو معصومي پس از سه گانه سينمايي اش درباره جنگل هاي شمال و برف و قاچاقچيان چوب، بار ديگر به فضاي روستايي شمال بازگشته اما اين بار از برف و سرما خبري نيست و داستان در بهار رخ مي دهد. البته شخصيت منفي فيلم باز هم يک قاچاقچي بي رحم چوب است.
خرس فيلم جديد خسرو معصومي از ترکيبي از مولفههاي آشناي اين کارگردان شکل گرفته، به اضافه مضموني درباره دفاع مقدس که به اثر افزوده شده است. پرويز پرستويي که زماني بازيگر شاخص آثار دفاع مقدس بود، چندي است که دوباره به اين حوزه بازگشته است.
معصومي نگارش فيلمنامه خرس را دو سال پيش آغاز کرد و در همان زمان از پرويز پرستويي براي بازي در اين فيلم قول گرفت تا نقش اصلي را بر اساس نوع بازي او بنويسد. مريلا زارعي هم براي نقش مقابل او برگزيده شد.
فيلمبرداري از چهارم بهمن ماه 1390 در منطقه کدير مازندران آغاز شد و قسمتي از فيلم هم در شهرک سينمايي دفاع مقدس جلوي دوربين رفته است.
3- ملکه(محمد علي باشه آهنگر)
فيلم ملکه درباره جواني در منطقه نظامي است که براي اثبات توانايياش به اطرافيان وارد برج ديده باني شده و در آنجا با حقايق تازه اي رو به رو ميشود.
فيلم تازه محمدعلي باشهآهنگر مانند اغلب ساختههاي او فيلمي در گونه دفاع مقدس است. در زماني که کارگردانان شاخص دفاع مقدس در سينماي جنگ فعاليت چنداني ندارند باشهآهنگر يکي از اميدهاي سينماي دفاع مقدس به حساب مي آيد. فيلمبرداري بخش قابل توجهي از اين فيلم در آبادان انجام شده و توليدي عظيم و دشوار داشته است.
4- روزهاي زندگي(پرويز شيخ طادي)
روزهاي زندگي ششمين فيلم پرويز شيخ طادي پس از دفتري در آسمان، پشت پرده مه، سينه سرخ، دايناسور و شکارچي شنبه(در کنار کارگرداني يک آرزوي کوچک، يکي از اپيزود هاي افسانه شهر جنگي) است.
روزهاي زندگي که توليدي طولاني و پرحاشيه اي داشته، درباره چند پزشک است که در روزهاي پس از اعلام آتش بس پذيراي مجروحان هستند اما مدتي بعد ميفهمد که در محاصره نيروهاي دشمن قرار دارند. شيخ طادي که پيشتر در فيلم سينمايي دفتري از آسمان به نوعي به شخصيتهاي دفاع مقدس اداي دين کرده بود در فيلم تازهاش باز هم سراغ قهرمانهاي جنگ رفته است.
شيخ طادي درباره بازيگران فيلمش مي گويد: «انتخاب درست بازيگران، متناسب با نقش علاوه بر اينکه ممکن است گيشه فيلم را تضمين کند، باعث ماندگاري اثر هم مي شود. حميد فرخ نژاد و هنگامه قاضياني هم به خاطر توانايي هايشان و هم به دليل تناسبشان با نقش، اولين گزينه هاي من براي ايفاي نقش اصلي بودند.»
شيخ طادي در مورد ساخت فيلم در تهران مي گويد: «اين انتخاب ما نبود مجبور به اين کار شديم. در يکي دو دهه گذشته حمايت هاي لازم از فيلم هاي دفاع مقدس نمي شود و به همين دليل گاهي مشکلاتي گريبان گير فيلمسازان مي شود؛ فيلمبرداري در جنوب، به ويژه در بيمارستان صحرايي سوسنگرد و نيز بيمارستان اميرالمومنين بهترين انتخاب بود اما براي اين کار نيازمند بودجه بيشتري بوديم. بايد هنروران زيادي را به آنجا مي برديم و هزينه ادوات جنگي و... هم زياد مي شد. به همين دليل ناچار به استفاده از شهرک دفاع مقدس شديم.»
5- نارنجي پوش(داريوش مهرجويي)
حامد آبان که عکاس حرفهاي نشريات است با خواندن کتابي، چنان تحت تاثير پالايش محيطزيست قرار ميگيرد که با لباس نارنجي مخصوص رفتگران به شهرداري ميرود تا استخدام شود و به عنوان «نارنجيپوش ليسانسه» به شهرت ميرسد، اما اعتبار و محبوبيت حامد آبان زندگي خصوصياش را دچار مشکلاتي ميکند.
مهرجويي درباره نارنجي پوش مي گويد: «براي نارنجيپوش هيچ صدايي زيباتر از برخورد جارو روي زمين نيست. يک حرکت آهنگين که نه تنها زمين را از غبار و آشغال ميروبد که ذهن و روان خسته و پريشان او را نيز پالايش ميدهد. او در دل نيمهشب، تنها و خستگيناپذير و به نوعي با جارويش زمزمه ميکند و گويي صدايش در شهر ميپيچد که سمنبويان غبار غم چو بنشينند بنشانند/ پريرويان قرار از دل چو بستيزند بستانند.»
ترکيب بازيگران فيلم جالب است. حامد بهداد در اين فيلم نقش عکاس جواني را بر عهده دارد که سعي مي کند شهر را پاکيزه کند و در اين مسير موفق مي شود همدلي و همراهي عده بسياري را جلب کند. ليلاحاتمي هم پس از ليلا، ميکس و آسمان محبوب چهارمين همکارياش با مهرجويي را تجربه کرده است.
طناز طباطبايي نقش دختر خبرنگاري را بازي ميکند که در به شهرت رساندن حامد آبان(بهداد) تاثير بسزايي دارد. اميد روحاني نقش سر کارگر نظافتچي شهرداري را بازي مي کند و بازيگر کودک به همين سادگي که دو بار در جشنواره کودک جايزه بازيگري گرفته، نقش جذابي را بر عهده دارد.
همايون ارشادي و فردوس کاوياني از ديگر بازيگران نارنجيپوش هستند که پيش از اين هم در آثار مهرجويي ايفاي نقش کرده بودند. بازي اردشير رستمي بازيگر سريال شهريار(در نقش جواني شهريار) در نقشي خاص و ميترا حجار هم در نوع خود جالب توجه است.
6- در انتظار معجزه(رسول صدرعاملي)
در انتظار معجزه درباره زن و شوهري درگيرودار اختلافات فراوان است که در طلب شفاي فرزندشان عازم مشهد ميشوند و در ميانهراه خبر ناگواري به آنها ميرسد.
سومين قسمت از سه گانه صدرعاملي درباره زيارت که فيلمبرداري نشدن يکي از سکانسهايش اکران آن را سالها به تعويق انداخت؛ آن قدر که در انتظار معجزه بعد از اکران عمومي زندگي با چشمان بسته در جشنواره به نمايش درمي آيد.
فيلمنامه بر اساس طرحي از اصغر فرهادي نوشته شده است. بيشتر اتفاقهاي فيلم در داخل قطار ميگذرد. در انتظار معجزه مانند دو قسمت قبلي اين سه گانه يعني شب و هر شب تنهايي، فضايي ديني و معناگرايانه دارد.
7- روييدن در باد(رهبر قنبري)
روييدن در باد درباره نوجواني چهارده ساله به نام اصلان است که ناگزير مي شود که امتحان هاي پايان سال تحصيلي اش را در مسير کوچ ايل با تمام دشواري هايش به انجام برساند و در عين حال مجبور است بين دو گزينه درس خواندن و چوپاني گوسفندان، يکي را انتخاب کند. او در اين مسير با مسائل مختلفي مواجه مي شود.
رهبر قنبري هفت سال پس از ساخت عروسي حسين فيلم جديدش را در نزديک سرعين ساخته است. به نظر بسياري فيلم اول قنبري پرنده باز کوچک بهترين فيلم اوست.
قنبري مي گويد که روييدن در باد را مي خواسته بعد از پرنده باز کوچک بسازد :«اگر در آن سال ها اين فيلم را مي ساختم خيلي بهتر بود. دو تهيه کننده طرح را پسنديدند و برايش پرونده ساخت گرفتند، اما تصور درستي از شرايط کار نداشتند و وقتي شرايط را ديدند به قول معروف جا زدند و منصرف شدند. تاخير چندساله اي که نتيجه شرايط سينماي ايران بود به طرح اوليه لطمه زد. در اين سال ها شرايط زندگي عشاير تا حدي تاخير کرده است.»
قنبري درباره مشکلات ساخت فيلم هم مي گويد: «به دليل بيماري اعضاي گروه تاخير هايي در کار به وجود آمد. از يک ماه قبل از فيلمبرداري در منطقه در حال تدارک توليد بوديم و خود من نزديک به چهار ماه به منطقه آمد و رفت داشتم تا شرايط ساخت فيلم را آماده کنم.»
روييدن در باد فضايي نزديک به آنچه سينماي جشنوارهاي خوانده ميشود، دارد. فيلم به لحاظ لوکيشنهايي که قنبري انتخاب کرده توليد دشواري داشته است.
8-ضدگلوله(مصطفي کيايي)
اواسط دهه60 و اوج دوران جنگ، مردي حدودا 50ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهاي ويدئويي است. او در اثر يک اتفاق درمييابد که توموري در سر دارد و تا 2ماه ديگر زنده نخواهد ماند. اين ماجرا باعث ميشود او تصميم بگيرد به جبهه برود.
فيلم ضد گلوله در 3 خرداد 1390 درشهرک سينمايي دفاع مقدس کليد خورد و نزديک به چهل درصد آن در تهران فيلمبرداري شد. فضاي مفرح فيلم باعث نشده که صحنه هاي جنگي دست کم گرفته شود. محسن روزبهاني به عنوان طراح جلوه هاي ويژه، ساخت صحنه هاي جنگي را بر عهده گرفته و برنامه مفصلي براي تدارک و اجراي اين صحنه ها داشته است.
ضدگلوله که پيش از اين بزن بريم بهشت نام داشت با بازي مهدي هاشمي مانند فيلم هاي پرفروش ليلي با من است و سه گانه اخراجي ها، با رويکردي کميک و با نيم نگاهي به مخاطب انبوه به دفاع مقدس پرداخته است. کيايي در ضمن سعي کرده نگاه متفاوتي به سينماي دفاع مقدس داشته باشد.
9- گيرنده(مهرداد غفارزاده)
گيرنده درباره مردم شهر کوچکي در استان خراسان شمالي است که در پي سفر رئيس جمهور به منطقه، هزاران نامه مي نويسند. حاجصمد راننده محلي مأمور ميشود تا نامههاي مردم را به مرکز استان حمل کند. حاج صمد در طي کردن اين مسير درگير حوادث مختلفي ميشود.
مهرداد غفارزاده متولد 1345 تهران است و گيرنده نخستين فيلم سينمايي اوست. او از نوجواني با داستان نويسي کارش را شروع کرد و سپس وارد مطبوعات شد. در 1374 تله فيلم به خاطر يک فيلم کوتاه را براي گروه کودک تلويزيون کارگرداني کرد و سپس 5 سريال تلويزيوني از جمله سياه مثل سفيد، و سه پنج دو را ساخت و آخرين کارش در تلويزيون کارگرداني مستند داستاني يک روز رفت بود.
غفارزاده درباره فيلمنامه گيرنده مي گويد: «تصويب فيلمنامه چند ماه طول کشيد و به دليل حساسيت هايي که درباره مضمون داستان فيلم وجود داشت. چند جلسه گفتگو با مسئولان داشتم. براي فيلمنامه اوليه چند پايان بندي در نظر گرفته بودم که چند بار بازنويسي شد و در نهايت خوشبختانه همان پايان بندي اوليه که به نگاه و سليقه خودم نزديک تر بود تصويب شد.»
گيرنده يک درام جاده اي است که با دنبال نمودن يک وانت حمل نامه مي خواهد ايجاد تعليق کند. سعيد راد، محمدرضا شريفي نيا، سيامک اطلسي و ميرطاهر مظلومي از جمله بازيگران فيلم هستند.
10-راه بهشت(مهدي صباغ زاده)
راه بهشت فيلمي درباره صدر اسلام و به کارگرداني مهدي صباغزاده و به تهيهکنندگي شبکه جهاني سحر است. راه بهشت پس از خاک و آتش دومين تجربه صباغزاده در زمينه سينماي تاريخي نيز به شمار ميآيد. صباغزاده در دهه60 جزو فيلمسازان مطرح در سينماي بدنه بود. فيلم سناتور او در آن سال ها جزو فيلم هاي پرفروش بود.
11- شور شيرين(جواد اردکاني)
شور شيرين درباره بخشي از زندگي و دوران مبارزه شهيد کاوه در مناطق غربي ايران است. شور شيرين مضمون ارزشمندي دارد چرا که بر اساس زندگي يکي از سرداران شهيد دفاع مقدس ساخته شده است.
جواد اردكاني متولد 1341 مشهد، فارغ التحصيل حقوق از دانشگاه آزاد است. وي فعاليت سينمايي اش را در سال 1376 با مجموعه تلويزيوني آقاي كفايت آغاز كرد. شور شيرين پنجمين فيلم اوست.
سينماي دفاع مقدس در سالهاي اخير به ندرت توليدات شاخصي داشته است. به دليل بي رغبتي بسياري از فيلمسازان با سابقه دفاع مقدس به ساخت فيلم جنگي مسئولان سينمايي در حمايت از اين نوع سينما ميدان را براي فعاليت بيشتر چهره هاي جديد يا حتي مهجور در اين حيطه را فراهم کرده اند شور شيرين حاصل چنين رويکردي است.
سهشنبه 18 بهمن 1390 - 12:9