|
رسوم رمضان در ايران
آرام
 چهره تمام شهرها و روستاهاي ايران از نيمه ماه شعبان براي استقبال از ماه مبارك رمضان دگرگون ميشود. مردم از هر نظر خود را براي ورود به اين ماه آماده ميكنند، از جمله ساكنين استان فارس كه با سنتها و آداب و رسوم خاص اين استان ماه مبارك را سپري ميكنند. آنها قبل از شروع ماه رمضان به خانه تكاني و نظافت ميپردازند و به خصوص در روستاها اغلب براي شستن لباسها از مادهاي به نام «كنگرز» استفاده ميكنند. آنهايي كه ديوار خانهشان گچي است توسط پارچهاي كه بر سر چوب بلندي ميبندند گرد و خاك ديوارها را ميگيرند. يكي دو ماه قبل از ماه مبارك رمضان زنان خانهدار به فكر تهيه خواربار، ترشيجات، ادويهجات، عرقيات و چاشنيهاي گوناگون ميافتند. دو نوع ادويه تهيه ميكنند: ادويه پلو و ادويهترشي كه هركدام محتويات خاص خود را دارد. ترشيهايي كه براي اين ماه تهيه ميكنند بيشتر ترشي بادنجان، موسير، پوست ليموترش، خيار و جاشير (گياه خودرو و كوهي شبيه كرفس) است. ظروفي كه اين ترشي ها را در آن نگه داري مي كنند تا به اصطلاح جا بيفتد «كلوك» نام دارد. هركدام از اين ترشيها را در يك كلوك قرار ميدهند. عرقيات شيراز هم بسيار معروف و متنوع است اما عرقي كه در رمضان بيشتر مصرف ميشود عرق «گاوزبان» نام دارد كه اغلب هنگام افطار ميخورند و معتقدند كه اين عرق گرم است و سردي و رطوبت روزه را از بين ميبرد. در اصطبهانات فارس قبل از ماه رمضان از طرف خانواده داماد هدايايي براي نامزد يا عروس ميفرستند كه عبارت است از شيريني، برنج، مرغ و يك جفت كفش يا چارقد يا قبا. هدايا را در مجمعهاي ميگذارند و همراه يكي از نزديكان داماد به خانه عروس ميفرستند. آنهايي كه وضع ماليشان خوب است ممكن است يك گوشواره يا النگوي طلا هم به عروسشان هديه كنند. به اين هديه «روز والون» ميگويند. خانواده عروس هم به سهم خود هديهاي براي خانواده داماد ميفرستند كه بيشتر عبارت است از يك «ارخالق» (قبايي كه مردان در زير قباي خود ميپوشند و كوتاهتر از قباي رويي است) براي پدر داماد پيراهن يا چارقد براي مادر داماد همراه با شيريني و ماست و خرما . اين رسم در شهرستانهاي ديگر استان فارس هم به اشكال مختلف برقرار است. در اكثر نقاط ايران روز آخر ماه شعبان را روز «كلوخ اندازان» مينامند. در اين روز اعضاي خانواده در خانه يا در صورت مناسب بودن فصل و هوا، در طبيعت دور هم جمع ميشوند و به شادماني ميپردازند. خوراكيهاي اين روز بسيار متنوع است و سعي دارند آنچه را كه ميل دارند بخورند. آنهايي هم كه به پيشواز ماه رمضان ميروند و روز آخر شعبان را روزه ميگيرند و از طرفي مقيد به برگزاري اين روز هستند دو يا چند روز مانده به شروع ماه مبارك به «كلوخ اندازان» ميروند. پيرمردان صغاد آباده فارس درباره معني «كلوخ اندازان» ميگويند: در قديم هنگام غروب روز كلوخاندازان تمام مردم از كوچك تا بزرگ كلوخي در دست ميگرفتند و روبه قبله ميايستادند و ميگفتند: «خدايا گناهان و كارهاي بد گذشته را شكستيم و خود را براي عبادت و روزه ماه رمضان آماده كرديم» آنگاه كلوخ را محكم به زمين ميزدند تا خرد شود و عقيده داشتند با شكستن كلوخ تمام اعمال بد آنها شكسته و نابود ميشود. با ديدن هلال ماه نو و شروع مهماني خدا حال و هواي شهر دگرگون ميشود. مردم بعد از ديدن هلال سه صلوات ميفرستند و ميگويند: «الهي كه ماه شريف و مبارك و با بركتي رو همه عزيزان و غريبان نو شده باشد.» سر سفره افطاري مردم جهرم فارس ميتوان نان روغني، نان فطير خانگي و نان بازاري را مشاهده كرد. خرما، پنير، يك دو نوع مربا و حلوا هم از ديگر خوراكيهاي هنگام افطار آنهاست. جهرميها شب دهم ماه عدس پلو ميخورند و روز هفدهم را با كله پاچه افطار ميكنند و ميگويند كله ابنملجم را قبل از اينكه موفق شود حضرت علي عليهالسلام را به شهادت برساند ميخوريم! شب نوزدهم را هم با نان خشك و گل آبشن افطار ميكنند و معتقدند كه اين غذا افطار حضرت فاطمه (س) بوده است. مردم فارس به حافظ و سعدي و شاعران محلي مثل فايز دشتستاني و محياي قتالي و .. عشق ميورزند و در هر فرصتي ابيات آنها را زمزمه ميكنند. در اصطهبانات برخي شبها خانوادهها دور هم جمع ميشوند يك نفر كه در نيزني تبحر دارد در ني ميدمد و فرد خوش صدايي هم ابياتي از فايز ميخواند. صاحب خانه هم با گرمي از مهمانها پذيرايي ميكند. اين مجلس تا سحر ادامه مييابد و هر شب در خانه يكي از آشنايان برپا ميشود. از غذاهايي كه برخي خانوادهها در شيراز، سحرهاي ماه مبارك ميخورند «قنبرپلو» است كه از گوشت، نخودچي گل، مغزگردو، كشمش، شيره انگور ، رب انار ، پياز ، زردچوبه، نمك، برنج و روغن ساخته ميشود. ابتدا گوشت و نخودچي را جدا جدا ميكوبند بعد آنها را مخلوط كرده چند پياز در آنها رنده ميكنند و كوفته ريزه درست كرده در روغن سرخ ميكنند. گردو و پياز و كشمش را هم سرخ كرده هنگام دم كردن برنج كوفته ريزه را همراه اين مخلوط لاي برنج ميگذارند و بعد از اينكه برنج ورآمد با كفگير روي آن شيره و رب انار ميريزند و ميگذارند تا برنج دم بكشد. «چنگال لوره» غذاي مخصوص افطار در اصطهبانات فارس است. براي تهيه اين غذا از زيره سبز، مغز اَلك (نوعي بادام كوهي)، پوست نارنج و لور (كشك تازه) استفاده ميكنند. از ديگر غذاهاي اين ماه در اصطهبانات «حلواي بكري» است كه از آرد برنج تهيه ميشود. در اين شهر در ماه مبارك چندين نوع نان پخته ميشود: 1- نان «ستي» يا نان خشك 2- نان جو يا «گرده» 3- نان «لمو» 4-نان «الم» 5- نان «سوله ذرت» 6- نان «سپل ذرت» 7- نان شيرين . نانهاي خانگي كازرون هم در اين ماه عبارتند از : نان تنك، نان مشتك ، نهان جلتي، گرده ماه رجبي، نان شل شلك از ديگر غذاهاي ماه مبارك اشكنه است كه آن انواع مختلفي دارد كه مجال پرداخت به آنها نيست. «اوگوشت مرغ» از غذاهاي مخصوص اين ماه در كازرون است كه داخل شكم مرغ را با سر و دل و جگر مرغ و برنج، ليمو عماني، آلوني را و ادويه و پياز و نخود و لپه پر ميكنند و در آن را ميدوزند. اين غذا با انواع پرندههاي حلال گوشت ديگر هم تهيه ميشود. رنگينگ هم از خوراكيهاي معروف سفره افطار در شيراز است كه طرفداران زيادي هم دارد. هسته خرما را درآورده يك قطعه گردو جايگزين آن ميكنند و مخلوط آرد و روغن بو داده رقيق را روي خرماها ميريزند، تعدادي دارچين و خاك قند هم روي آن ميپاشند و ميگذارند تا سرد شود. در شيراز رسم است كه روز دوازدهم ماه سوره يوسف را قرائت ميكنند و زنان عقيده دارند كه خواندن اين سوره باعث زياد شدن محبت ميشود. آنها همراه خود نبات يا سيب و يا خوراكيهاي ديگري به مجلس ختم قرآن ميبرند و بعد از قرائت اين سوره به آن خوراكي ميدمند و عقيده دارند هركسي از آن بخورد محبتش به طرف مقابل زياد ميشود. در اصطهبانات اگر شب احيا مصادف با فصل زمستان باشد از انجيرستانهاي وقف مسجد مقداري انجير آورده و در آب خيس ميكنند و به افرادي كه در احيا شركت كردهاند قسمت ميكنند و اگر مصادف با فصل زمستان باشد با برف و شيره انگور كه آن هم محصول باغهاي وقفي است از شب زنده داران پذيرايي ميكنند. شيرازيها به آخرين جمعه ماه مبارك «جمعه الودي» يا «الوداعي» ميگويند. در اين روز مسجد جامع شيراز بسيار شلوغ است و مملو از جمعيت. زنان شهر هر كدام به نيت خاصي از پيش از ظهر براي گرفتن جاي مناسب به مسجد هجوم ميآورند. بسياري از آنها بعد از مراسم جمعه الوداعي از مسجد جامع به «مسجد فتح» ميروند. هركس براي برآورده شدن حاجتش شمعي روشن ميكند، طوري كه شبستان مسجد از دود شمع ديده نميشود. عده اي از زنان هم در صحن مسجد مشغول پختن حلوا ميشوند. در اصطهبانات هم روز جمعه آخر ماه مردم چهل انيكاد مينويسند و براي سلامتي به گردن فرزندانشان مياندازند. روز آخر بچه ها دسته دسته دركوچه ها راه مي افتند و ميخوانند: روز خواران روتون سياه ماه رمضون ديگم (ديگه هم) ميآد
سهشنبه 17 مهر 1386 - 13:6
|